وضعیت انسان پس از مرگ و لزوم آمادگی انسان قبل از مرگ
10تمسّک به رحمت پروردگار، یگانه راه نجات از لغزشگاهها
سَیِّدی فَبِمَن أستَغیثُ إن لَم تُقِلنی عَثرَتی؟! «خدای من! آقای من! اگر تو از لغزشهای من نگذری و مرا در لغزشگاهها نگاه نداری و در وقتی که میخواهد پایم بچرخد و به رو به خاک در بیایم، دست مرا نگیری و اقاله نکنی (یعنی مرا نگه نداری)، من به چه کسی استغاثه کنم؟! به که پناه ببرم (بعد از اینکه بر من مسلّم شده که پناهگاهی غیر از تو نیست)؟!»
پس من نمیتوانم به غیر تو پناه ببرم؛ چون غیر تو باطل است و فهمیدم که غیر از تو دستگیر نیست!
[اگر مرا در] لغزشگاهها نگاه نداری، به رحمت خودت نگاه نداری که من در آن لغزشگاهها بیفتم، من به چه کسی استغاثه کنم؟!
لغزشگاهها چندتاست؟ إلی ما شاء اللَه! هر لحظه انسان در یک لغزشگاهی است که اگر خود را به خدا نسپارد، در هر قدمش یک مَزَلّهای است. مزلّه، با «ز» یعنی: محل زلّت؛ زلّت یعنی: لغزش و افتادن.
عنایت پروردگار، تنها ملجأ انسان در عالم قبر
فَإلیٰ مَن أفزَعُ إن فَقَدتُ عِنایَتَکَ فی ضَجعَتی؟!
«اگر من از عنایت تو در آن خوابگاهم محروم باشم، من به سوی چه کسی دست دراز کنم؟! مفزع و ملجأ من چه کسی باشد؟!»
الآن من دارم به سوی خوابگاه و آرامگاه حرکت میکنم و در آنجا نظر امیدم به سوی توست؛ یک دستی بگیر! این همه در دنیا صدای خود را به «خدا» بلند کردم و از تو درخواست کردم و... که در آنوقت که ابتدای عالَم ابدیّت من شروع میشود و استعداد تمام شد، و فعّلیتْ اولدرجۀ بروز و ظهورش است، من در آنجا احتیاج به عنایت تو دارم؛ اگر من عنایت تو را در آنجا مفقود باشم، یعنی از دستم گرفته بشود، «إلَیٰ مَن أفزَعُ؟!» به سوی چه کسی فزع کنم؟! به سوی چه کسی پناه ببرم؟! دردم را به چه کسی بگویم؟! به سوی چه کسی بهراسم که او از هراس من عنایتش به من معطوف گردد؟!

