اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لزوم متابعت كامل از استاد در سیر و سلوك الی اللَه

تبیین ضرورت اطاعت از شریعت و استاد عرفان

17351
جلسات

لزوم متابعت كامل از استاد در سیر و سلوك الی اللَه

20
  • علاّمه طباطبایی؛ مجسّمه شرم، حیا، عصمت و طهارت 

  • علاّمه طباطبایی استادمان بود، ایشان موجودی بود که مجسّمۀ شرم بود، یک صورتِ افتاده، عین یک معصوم، یکپارچه حیاء، من هر وقت می‌خواهم مثال بزنم که اگر انسان می‌خواهد ائمّه را بشناسد و بفهمد مقام امام چه بود، باید اینها را نگاه کند که آیاتند، آن‌وقت معلوم می‌شود که مقامشان چه هست. علاّمه طباطبایی یک رجل حیّی بود.

  • قرآن مجید دربارۀ پیغمبر می‌گوید: ﴿وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٖ﴾،1 آن روح نبوّت که صد درجه، بلکه هزار درجه از علاّمه بالاتر است، قابل قیاس نیست، چه خبر هست! امّا آن‌وقت اینها می‌آمدند پیغمبر را اذیّت می‌کردند، دستور می‌دادند. أمیرالمؤمنین و سلمان که این حرف‌ها را نداشتند. أمیرالمؤمنین می‌گفت: من نوکر پیغمبرم، خادم پیغمبرم، جان من فدای پیغمبر؛ زیر سنگ مرا قطعه قطعه کند، بگوید برو، چشم؛ بیا، چشم؛ بمیر، چشم؛ جنگ کن، چشم؛ صلح کن، چشم؛ برو از یمن جزیه بگیر و بیاور، چشم؛ و لذا آن مقامات و آن درجات را پیدا کرد که خُب الآن این نهج‌البلاغه کتابِ أمیرالمؤمنین علیه السّلام است.

  • نهج‌البلاغۀ عمر کو؟! نهج‌البلاغۀ ابوبکر کو؟! نهج‌البلاغۀ عثمان کو؟! آنها که بیشتر خلافت کردند. أمیرالمؤمنین پنج سال خلافت کرد، خلافت مختصر، و این خطبه‌ها در همین مدّت جمع شد. آن مدّت بیست و پنج سال که حضرت خانه‌نشین بود، باغبانی می‌کرد، زراعت می‌کرد، و در دستگاه سیاست دخالت نداشت. پس کو خطبه‌های عمر؟! کو فرمایشات ایشان؟!

  • نهج‌البلاغه؛ ثمرۀ اطاعت مطلق از پیامبر

  • این خطبه‌هایی که واقعاً یک جمله‌اش عالَمی است از حکمت و ادراک و رسیدن به آن تخوم و بطن معارف، و کأنّه نشسته در حرم پروردگار و از عالم عرش و کرسی و از عالم ربوبی و ما سوی اللَه، خبر می‌دهد. این برای چیست؟ برای اینکه می‌گوید: «أنَا عَبدٌ مِن عَبیدِ مُحمَّد.»2 «من یک بنده‌ای از بندگان محمّد هستم.» یعنی من بنده‌ام؛ پیغمبر که می‌گوید: «علی این کار را بکن»، دیگر من نمی‌گویم: «حالا یا رسول اللَه! خوب است شما مثلاً این مأموریّت را به دیگری بدهید؛ من خسته‌ام، یا از عهدۀ من بر نمی‌آید».

    1. سوره القَلم (٦٨) آیه ٤.
    2. الکافی، ج ١، ص ٨٩.