اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لزوم متابعت كامل از استاد در سیر و سلوك الی اللَه

تبیین ضرورت اطاعت از شریعت و استاد عرفان

17351
جلسات
نسخه عربی

لزوم متابعت كامل از استاد در سیر و سلوك الی اللَه

17
  • عمر آمد بعد از رسول خدا، «حَیَّ علَی خَیرِ العَمَل» را از اذان برداشت. گفت که: ما اگر بگوییم «حَیَّ علَی خَیرِ العَمَل»، «ای مردم بشتابید بر بهترین کارها» یعنی بهترین کارها نماز است؛ بنابراین دیگر جهاد نمی‌روند، پس بردارید، برداشتند؛ تا حالا هم همین‌گونه است.1

  • خُب، رسول خدا این حرف را نمی‌فهمید؟! کدام جهاد در راه خدا فضیلت دارد؟ آن جهادی که در سایۀ نماز باشد یا منهای نماز باشد؟! انسان اوّل باید مصلِّی باشد بعد مجاهد، یا مجاهد باشد و بعد نماز بخواند؟! ذات انسان باید مصلِّی پروردگار باشد؛ پس نماز خَیرُ العَمَل است نه جهاد. اسلام برای نماز است، جهاد برای نماز است. مسلمان می‌رود جنگ می‌کند که کفّار را نماز خوان کند، به حرم خدا نزدیک کند، معراج بدهد. «الصَّلَاةُ قُربانُ کُلِّ تَقیّ»2و3 تمام نفوس بشر را از هواجس و آرزوها و حجاب‌های نفسانی بیرون آورده و به عالم انس و خلوتِ پروردگار ببرد. این خاصیّت نماز است.

  • حضرت صادق می‌فرماید: «من در زیر این گنبد کبود عملی بهتر و شریف‌تر و با فضیلت‌تر از نماز سراغ ندارم.»4 ﴿وَلَذِكۡرُ ٱللَهِ أَكۡبَرُ﴾،5 «ذکر خدا که نماز است، از همه چیز بالاتر است.» حالا ما بگوییم که: «حَیَّ عَلَی خَیرِ العَمَل»، نمی‌گوییم تا مردم جهاد بروند، امّا جهاد منهای نماز؛ و لذا جهاد هم کردند، دنیا را گرفتند، امّا در دنیا مصلِّی درست نکردند.

  • این ضدّ مکتب أمیرالمؤمنین است. مکتب أمیرالمؤمنین می‌گفت: باید انسان مصلِّی درست کند، بعد برود جهاد. آنها نماز را رها کردند و رفتند جهاد، دنیا را گرفتند ولی مصلِّی پیدا نکردند، همه‌اش فوت شد؛ و تا به حال هم نماز در دنیا نیست.‌

  • ما هم که دنبال ظهور حضرت امام زمان می‌گردیم، او می‌آید مصلِّی درست می‌کند؛ افراد را مصلِّی می‌کند؛ به سوی خدا از باطن حرکت می‌دهد و می‌رساند.

  • خلاصه تمام اینها در اثر اطاعت بود. سلمان در اثر اطاعت به مقام اولیاء خدا و رفع حجاب و به فعلیّت درآوردن تمام قابلیّت‌های خود رسید و انسان کامل شد. حالا اگر انسان راه اطاعت را طیّ نکرده بود و روی ذهن و سلیقۀ خودش، درس هم خوانده بود، مجتهد هم شده بود و مقامات عالی هم پیدا کرده بود، این حالات قلبی را نمی‌تواند پیدا کند.

    1. سیره حلبی، ج ٢، ص ١٠٥، به نقل از موطأ مالک؛ البدایة و النهایة، ج ٣، ص ٢٣؛ صحیح مسلم، ج ٢، ص ٣؛ مسند أحمد، ج ٣، ص ٤٠٨.
    2. الکافی، ج ٣، ص ٢٦٥.
    3. أنوار ملکوت، ج ١، ص ١٠١، تعلیقه: «[نماز حالت قرب و نزدیکی انسان با پروردگار است. (معلّق)]»
    4. الکافی، ج ٣، ص ٢٦٤: «عن معاویة بن وهب قال: سَألتُ أباعبدالله علیه السّلام عن أفضَلِ ما یَتَقَرَّبُ العِبادُ إلی رَبِّهم و أحَبِّ ذلک إلی الله عزّ و جَلّ ما هو؟
      فقال: ”ما أعلَمُ شَیئًا بَعدَ مَعرِفةِ اللهِ أفضَلَ مِن هذه الصَّلاة.“»
    5. سوره العنکبوت (٢٩) قسمتی آیه ٤٥.