دیدگاه مکتب عرفان نسبت به مساله تغذیه و پرهیز از افراط و تفریط (١)
30لذا میفرمودند اخباری كه به دردتان نخورد برای چه گوش میدهید؟ آدم وقتی كه شب میخواهد بخوابد آن موقع خواب كه میگویند باید وضو بگیرد باید طاهر باشد باید لا اله الا اللَه بگوید باید آیة الكرسی بخواند، همهاش فكرش در چیست؟ فلان آقا این حرف را زد، آی فلان آقا ... آن وقت این خواب است؟ این همان خوابی است كه به آن دستور داده اند؟ یا وقتی كه انسان میخواهد بخوابد ذهن خالی باید باشد از مسائل، عرض كردم نسبت به آن كسی كه تكلیف دارد مطلب دیگری است، خیال نكنید همه هم تكلیف دارند، نه آقاجان همه هم تكلیف ندارند، از یك میلیون نفر اگر یك نفر تكلیف داشته باشد از هزار نفر هم این طور نیست بیخود روی خودمان هم تكلیف بار نكنیم، آن كسی كه تكلیف دارد مشخص است بقیه میآیند تكلیف بار میكند: ما باید از جریانات مطلع باشیم! باید بدانیم چه میگذرد! باید، باید، پس انسان كیست، انسان وقتی كه میخواهد بخوابد باید بداند چهل خانه آن طرف و همسایه او فلان است و باید بداند و از اوضاع باید مطلع باشد، مطلع باشید! خب بروید مطلع شوید! ببینید آن وقت میتوانید دیگر یك نماز با حضور قلب بخوانید؟ میتوانید یك شب سر را راحت به بالش بگذارید؟ میتوانید با دل آسوده به ملاقات پروردگار در منام بروید؟ نمیشود، با یك دست نمیشود دو بار را برداشت، هر دست تحمل یك بار را دارد، لذا بدترین چیز برای سالك بدترین تأكید دارم میكنم بدترین، توجه به اخباری است كه ذهن او را مشغول كند این بدترین چیز است، خب این گوی و اینهم میدان، این گوی و این هم میدان.
چرا ذهنش را مشغول كند بی خود و بی جهت، بگذارید ذهن یك عده دیگر مشغول باشد، چرا ذهن ما

