دیدگاه مکتب عرفان نسبت به مساله تغذیه و پرهیز از افراط و تفریط (١)
29ظهور بیاورد یكدفعه بعد از پانزده روز میبیند این صد و هشتاد درجه این جوری شد، یكدفعه آدم مینشیند عجب! پانزده روز هی این در فكرش میگذرد كه الان این تأثیر را میگذارد این كاری را كه موافق با میل و موافق با خواست است انجام میدهد خبر ندارد كه آن برای دنیا است تا دنیا بچرخد و این هم به این طرف میچرخد خاك بر سر در این جا گیر افتادی و این دو هفته خود را در فكر و خیال آن گذراندی، میخواستی نكنی، چه كسی ضرر میكند؟ اینها كه اهل دنیا هستند كه هیچ، آن كسی كه در این وسط ضرر كرده آن كسی است كه دو هفته امید بسته به این كه او بیاید و این اقدام را انجام بدهد و یكدفعه میبیند نكرد، ا عجب، ا یعنی چه؟ یعنی دو هفته را باختی، دو هفته از كیسه ات رفت، ولی اگر آمد از همان اول یك حرفی را زد نگاه میكنی یك لبخند بزنی یك نیشخند بزنی، بابا اینها كشك است، آن یكی میآید فرض كنید كه جواب بدهد، یك نیشخند، آن هم مثل این، سگ زرد برادر شغال است، تفاوتی با هم نمیكنند، همه یكی است، ان وقت چه میشود؟ انسان میآید از این جزئیت بیرون، و به كلیت میرسد، عارف به چه كسی میگویند؟ عارف به كسی میگویند كه ذهن او ..... مرحوم آقا رضوان اللَه علیه در آن مقدمه كه برای قانون اساسی نوشتند، یاد رفقا هست؟ نوشتند كه حاكم اسلام باید از جزئیت به كلیت رسیده باشد، یعنی این جریانات را از آن دید كلی نگاه كند و دید تثبیبی نگاه كند، نه این كه از آن دید پایین و دل ببندد به حمایت این یا حمایت آن یا حمایت فلان، این حمایتها یك روز كنار میرود، عجب عجب پس این طور شد، خب بله این طور است دیگر، دنیا همین است دیگر، قرار نیست كه دنیا همیشه بر وفق مراد باشد، یك روز این طور است، گهی پشت به زین و گهی زین به پشت، دنیا همین است.

