اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

دیدگاه مکتب عرفان نسبت به مساله تغذیه و پرهیز از افراط و تفریط (١)

14278
عنوان بصری

دیدگاه مکتب عرفان نسبت به مساله تغذیه و پرهیز از افراط و تفریط (١)

17
  •  بكنیم، خیلی كم اتفاق می‌افتد كه هی نیاز به صحبت داشته باشیم، هی نیاز به نامه داشته باشیم، هی نیاز به نصیحت داشته باشیم، هی نیاز به این مسائل دیگر داشته باشیم.

  •  دیروز بود به یكی از رفقا می‌گفتم كه مرحوم آقا یك وقت به بنده فرمودند ما چند برابر آن چه كه برای رسیدن یك سالك به مقصد لازم است ما مطلب بیان كردیم، چند برابر، چند برابر ما صحبت كردیم، چند برابر وقت گذاشتیم، چند برابر تبیین كردیم، توضیح دادیم، درست شد، چقدر عمل شد؟ چقدر به آن مطالب عمل شد؟ چقدر به آن مسائل عمل شد؟ چقدر عمل شد؟ واقعا آیا به آن چه كه می‌فرمودند عمل شد؟ جامه عمل پوشیده شد؟ به آن چه را كه از مبانی برای افراد در این مدت دهها سال بیان كردند آیا جامه عمل پوشیده شد؟ آیا ایشان راجع به صدق و راجع به صفا و راجع به اخلاص آیا ایشان بارها و بارها و دهها بار صحبت نكردند؟ آیا ایشان نفرمودند كه انسان همیشه و همه جا باید رعایت آن صدق را داشته باشد؟ رعایت كند آن واقعیت را، آن صدق را با همه كس و با همه حال، بنده خودم در زمان مرحوم آقا مشاهده می‌كردم بسیاری از افراد كج فهم كه همان موقع در نفس آنها انحراف بود، نسبت به این مسئله توجه نداشتند، خیال می‌كردند حالا اگر فرض كنید كه با یك شخص دیگر هر حرفی را می‌توانند بزنند، همین قدر كه شخصی از رفقای ایشان نباشد دیگر هر دروغی را می‌توانند بگویند، این كه فایده ندارد، این كه نتیجه ندارد، همین كه این شخص از رفقایشان نباشد هر خلافی را می‌توانند انجام بدهند، خب این كه فایده ندارد، سالك آن كسی است كه وقتی می‌خواهد معامله كند همه افراد را بندگان خدا بداند، برای او فرقی نكند، برای او تفاوتی نداشته باشد و همان مسئله بوده است كه در آن زمان به آن نحو انجام می‌شد و بعد از زمان ارتحال این قضایا و مسائل را به وجود آورد، اگر یك شخص در ذات خودش صدق را نهادینه كرده باشد، صفا را نهادینه كرده باشد، او دیگر این گونه عمل نمی‌كند، این گونه دیگر رفتار ندارد، از او وقتی سوال می‌كنند راجع به فلان مسئله راست می‌گوید: مسئله این است، دیگر نمی‌گوید من نمی‌دانم، این طور قضیه نیست! دروغ می‌گویی تو می‌دانی، تو كه می‌دانی چرا می‌گویی من نمی‌دانم؟ چرا می‌گویی خبر ندارم؟ چرا می‌گویی از این مسئله اطلاع ندارم؟ چرا می‌گویی نیست؟ این بود روشی كه آنها به ما تعلیم می‌دادند؟ یا این كه روش روش صدق بود؟ باید بگویی بله می‌دانم مطلب این است، این است، این خصوصیات.