دیدگاه مکتب عرفان نسبت به مساله تغذیه و پرهیز از افراط و تفریط (١)
15اینجا جای توقف است، اینجا باید این فكر را كرد كه این مطلب، این قضیهای كه الان پیش آمده آیا در اراده و مشیت خدا بوده است یا نبوده؟ وقتی كه بوده اگر تو اطلاع نداشتی چه میكردی؟ خب با این قضیه كنار میآمدی دیگر، آیا اطلاع تو قرینه میشود بر این كه اعمال كنی؟ نه، از كجا؟ از كجا میتوانی این مطلب را اثبات كنی كه اطلاع من دلیل بر جواز اعمال است؟ نه، ممكن است مرا مطلع كرده باشند و بخواهند امتحان كنند؟ چرا آن طرف مسئله را نمیگیری؟ ممكن است آن طرف قضیه درست باشد كه میخواهند ما را امتحان كنند، وقتی كه میخواهند امتحان بكنند چگونه است؟ تا برای من گرفتاری و مشكل پیش نیامده كه امتحان نیست، باید یك گرفتاری پیش بیاید، بله، الان هم بنده میگویم، همه شما هم اگر فلان مطلب را بگویم همه ا عجب یك همچنین مسئلهای است؟ حالا ما این كار را میكنیم، بله امشب كه شب دوشنبهای است مشكلی نیست، ولی فردا و پس فردا و یك هفته دیگر، اگر یك مرتبه مشكل پیدا شد، دنیا هم كه دنیای اشكالات است دیگر، دنیای مسائل و دنیای گرفتاری، امروز این به آن میخندند، فردا اخم میكند، امروز این طلبكار است، فردا بدهكار است، امروز این صحت دارد فردا مرض برایش پیدا میشود، دنیا همین است دیگر، هیچ وقت ما دنیایی یكنواخت نداشته ایم و نداریم هیچ وقت نداریم، یك هفته كه میگذرد آقا آن شب قضیه را گفت و ما هم گرفتیم یادداشت كردیم و این تشكیلات و این نمی دانم دوربین و ضبطها همه را ضبط كرده، حالا بگوییم نگوییم، انجام بدهیم یا ندهیم؟ از آن طرف هم خود آقا گفته كه نبایستی كه انسان به این مسائل رو بیاورد، ولی خب حالا فرض كنید كه میزانش چقدر است؟ حدش را كه تعیین نكرده! كه یك وقتی خیلی فشار وارد شد! كم فشار وارد شد! آن میزان را باید ببینیم، آن میزان را كه آقا نگفته! منظورش این نبوده! منظورش نبوده را میگوییم و انجام میدهیم، تمام شد، باختیم، باختیم، تمام شد. شاید بیان این مطلب خودش یك نوع امتحان است، بیان این مسئله، لذا مطالبی كه صحبت میشود خود افراد باید رند باشند و بدانند كه این مطالب به خود آنها برمیگردد یا نه مسئله به آنها ارتباط ندارد و به افراد دیگر مربوط است.

