کیفیت تأثیر غذا بر روح و ملکوت افراد
16این طور به نظرم میرسد كه جلساتی راجع به این قضیه صحبت شد، این مسئله أكل و تغذیه مثل آنها در همین راستا قرار دارد، مثلًا راجع به متّقین امیرالمؤمنین علیهالسّلام در خطبه متّقین میفرماید: منظوراً أكلهُ یا اكلُهُ، شخص متقّی غذایش كم است، غذا نمیخورد، حالا راجع به غذا خوردن، غذا كم خوردن این یك مطلب است كه خب به این میرسیم كه چرا باید غذا كم خورد؟ چرا وقتی كه میفرمایند قبل از این كه سیر بشوی دست از غذا برداری، علتش چیست؟ حالا آن جای خود ولی این كه اشتها، اشتهای همه چیز را ندارد. یا این كه روایتی از پیغمبر صلی اللَه علیه و آله و سلم مروی است كه فرمودند: من عرف اللَه یعنی سالك، كسی كه میخواهد در راه خدا قدم بگذارد، نه زندگیش را بگذراند به همین امور، نه، مَن عَرَفَ اللَه وَ عَظّمَهُ مَنَع فَاه مِنَ الكَلام كسی كه خدا را بشناسد، یعنی خدا را میشناسد و خود را با آن مشیت و رضای او تطبیق میدهد، خدا را شناختیم كه یكی است خب یكی است، یكی است، ما چه كنیم؟ خدا دو ندارد، نه این نیست، مَن عرف اللَه یعنی خدا را میشناسد، نعمتهای خدا را میشناسد، سعادتی را كه خدا نصیب انسان میكند را میشناسد، كیفیت نزول اسماء و صفات را میشناسد، مآل خود را در قبال خدا میشناسد، كیفیت موقعیت خودش را در این دنیا در قبال خدا میشناسد، این قسم شناخت.
وقتی كه یك حاكمی میخواهد بیاید فرض كنید كه حكومت كند بر شما، شما وقتی كه خصوصّیات او را بدانید، چه كار میكنید؟ هر كاری دیگر نمیكنید، رفت و آمد خودتان را كنترل میكنید، كیفیت معاملات خودتان را كنترل میكنید، كیفیت صحبت كردن را كنترل میكنید، ارتباطات خودتان را كنترل میكنید، كه مبادا ارتباطات من الآن لو برود، شنود بگذارند، حرفهایی را كه داریم میزنیم را بشنوند، از این كارها را میكنید دیگر، اگر بدانید كه این حاكم یك حاكمی است كه شنود نمیگذارد، مكالمات را نمیشنود، خب هر چه بخواهید در تلفن میگویید به همدیگر، از حال عادی، حال شما خوب است ... فلان، ولی وقتی كه احساس بكنید كه نه، مكالمه شما مورد توجّه است، دیگر هر حرفی را در تلفن نمیزنید، چرا؟ چون معرفت پیدا كردید، كسی كه معرفت ندارد هر چه از دهانش برآید میگوید، ولی كسی كه معرفت دارد مواظب دهانش است، چون میشناسد، چون مچش را میگیرند، آقا شما دیشب این را گفتید، پریروز این را گفتید، چیست قضیه؟ یا نگه میدارند و میگذارند در پرونده برای سر وقتش، بالاخره نمیگذارند از بین برود، حیف است نمیگذارند این اسراف بشود این حرفها اسراف بشود، درست شد؟! كسی كه معرفت دارد آن كیفیت رفت و آمد خودش را كنترل میكند، كسی كه معرفت دارد میداند فرض بكنید كه این رفیقش چه میخواهد؟ خصوصیاتش چیست؟ اخلاقش چیست؟ چه را باید به او بگوید چه را نگوید، آیا هر سرّی را میشود به او گفت؟ آیا دهانش را میتواند نگه دارد؟ زبانش را میتواند نگه دارد یا نه زبانش لق است؟ یك حرفی بزند، فردا در همه جا پخش شده، اینها همه مال چیست؟ مال معرفت است. اما كسی كه معرفت ندارد نه از اوّل تا آخر سفره دل را پهن میكند از اوّلی كه به دنیا آمد تا الآن همه را میریزد روی دایره برای او، حالا این چیست؟ این فردی است كه معرفت ندارد، حالا كسی كه به خدا معرفت داشته باشد، معرفت به خدا یعنی چه؟ یعنی همین كه خدا هست تمام شد؟ نه! خدایی كه با من كار دارد، با زنم كار دارد، با بچّهام كار دارد، با معاملاتم كار دارد، با رفت و آمدم كار دارد، با رفیق گرفتنم كار دارد، با عبادتم كار دارد، با تجارتم كار دارد، با قدمم كار

