کیفیت تأثیر غذا بر روح و ملکوت افراد
9اصل از بین رفت، آن سری محفوظات باقی مانده و با آن محفوظات روز و شب را طی میكرد نه با آن جان خود، نه با آن حیات خود، آن رفته، آن دیگر از بین رفته. نماز میخواند، دیگر آن نماز نیست به یكی از افراد گفته بود كه دیگر آقا سید محمدحسین هم به ما اعتنا نمیكند. بعد او گفته بود كه آیا شما در این مسئله فكر كردی كه چه قضیهای پیش آمده كه آقا سید محمّد حسین دیگر اعتنا نمیكند، بعد یك فكری كرده بود و گفته بود كه بالاخره یك اختلافاتی، ولی میفهمد او آدم زرنگ است، حالا جالب این جا است كه این نفس دیگر نمیتواند برگردد خطر این جا است. اگر هم همان موقع متوجّه میشد همان موقع هم كسانی بودند كه دستش را بگیرند همان موقع دستش را بگیرند، او را بیاورند عیب ندارد حالا كه بادكنك هست كم كم مشغول بشوند، كم كم ارتباط برقرار كنند ولی مطلب جوری است كه همان پوششی میشود برای تهی بودن و نفس او خالی میشود، خالی میشود از آن راه، این برگشت ملكوت است. سالك به این قضیه خیلی باید توجّه كند، سالك به این نكته باید توجّه كند كه ببیند آن حقیقت زندهای كه در وجود اوست و آن حقیقت زنده است كه او را به ذكر وامیدارد نه این كه ذكر بیاید و او را به آن سمت ببرد نه، وقتی كه شما سرتان درد میگیرد آن وقت به داروخانه مراجعه میكنید یا اوّل میروید داروخانه حالا بروم داروخانه تا ببینم كی سرم درد میگیرد؟ نه، این كار را نمیكنید، وقتی آپاندیسیت گرفتید آن موقع میروید به دكتر و عمل و جراحی؟ یا این كه میروید بیمارستان به دكتر میگویید كه علی الحساب ما را عمل كن تا یك وقتی آپاندیسیت نگیریم؟ كسی این كار را نمیكند، حالا آپاندیس ما را علی الحساب بردارید، آمدیم یك روزی آپاندیس پیدا كردیم.

