کیفیت تأثیر غذا بر روح و ملکوت افراد
24استغفار میكنم دیگر، فرمود كه من استغفار میكنم دیگر و این منافاتی با مقام طهارت ندارد. ما هم به سهم خود همین هستیم. ما هم به سهم خود باید متوجّه این قضیه باشیم، لذا پیغمبر میفرماید مَنَعَ فَاهُ مِنَ الكَلامِ و بَطنَهُ مِنَ الطَّعامِ و شكم خود را از طعام منع میكند، چرا منع میكند؟ اصحاب خیلی تعجّب كردند، آن اصحاب كه نشسته بودند پیش پیغمبر گفتند كه بآبائنا و امهّاتنا یا رسول اللَه أهولاء من الأولیاء؟ پدر و مادرمان به فدایت اینها همان اولیایی هستند كه شما صحبتش را میكنید؟ حضرت فرمود نه بابا! اینها مال شماها است، این اوّل كار است، اولیاء این نیستند، اولیاء چه كسانی هستند؟ الاولِیاءُ هُمُ الَذِینَ إذَا سَكَتُوا فَسُكُوتُهُم ذِكرٌ وقتی كه ساكت باشند، سكوت آنها به معنای حرف زدن نیست، دیدید وقتی كه گاهی اوقات آدم همین طور ساكت است، میگویند ساكت است دیگر برویم بنشینیم با او حرف بزنیم. برویم بنشینیم حرف بزنیم دیگر، حالا آن بنده خدا دارد به یك چیزی فكر میكند، ساكت است دیگر، ساكت است برویم بنشینیم حرف بزنیم. مرحوم آقا میفرمودند علامه طباطبایی رضوان اللَه علیه سكوتش ذكر بود. ایشان میفرمودند، یعنی ساكت بود ولی نه به معنای این كه حرف نزند، اصلًا در یك عالم دیگری بود.
ذكر یعنی توجّه، توجّه به یك معانی داشت توجه به یك حقایقی داشت، در ذهن خود مراتب وجودی خود را با آن سكوت جستجو میكرد، آن چه را كه برای او در شب اتفّاق افتاده بود در روز مرور میكرد و نسبت به آن و حقایق آن در روز بررسی میكرد. إذا سَكَتُوا فَسُكُوتُهُم ذِكرٌ وَ اذا نَظَروا فَنَظَرُهَم عِبرَةً وقتی كه نگاه میكنند، ما نگاه میكنیم به گل خوشمان میآید، نگاه میكنیم به این ماشین، عجب ماشین قشنگی است! نگاه به این ساختمان میكنیم! عجب ساختمان رفیعی است! عجب دستگاهی است! نگاه به باغ میكنیم، ولی اینها نه، نگاه كه میكنند نگاهشان عبرت است، نگاه میكنند و از این نگاه خودشان را جدا میكنند از تعلّقات، عِبرِة یعنی اعتبار، مایه گرفتن و فهمیدن. نگاهشان نگاه اعتبار است. نگاه ما فرق میكند وَ إذا نَطَقُوا فَنُطقُهُم حِكمَةَ، وقتی صحبت بكنند، صحبت آنها حكمت است، كلام آنها متقن است، مطالب آنها عین واقع است. حكمت یعنی عین واقع، نه این كه فرض كنید كه یك چیزی نگاه بكند و بیاید یك نظری بدهد، فردا بگوید ای داد بیداد اشتباه كردم، خلاف كردم.

