کیفیت تأثیر غذا بر روح و ملکوت افراد
12تعبیر میكردند از این افراد به میوه خشكیدهای كه دیگر هیچ از آن گوشت میوه در او وجود ندارد، چطور خشكیده میشود؟ شما وقتی كه یك میوه را بردارید یك جایی بگذارید بعد از یك مدّتی پلاسیده شده و له شده و خشكیده شده دور میاندازید. میفرمودند این افراد كه این گونه میشوند، به این نحوه میآیند و درمیآیند.
راجع به مسئله غذا ما میبینیم كه این مسئله مسئله مهمّیاست یعنی دقّت در كیفیت این غذا و تهیه این غذا خیلی مسئله مهم است.
ما در قرآن داریم كه قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَه الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ1، انسان خب میتواند از غذاها مصرف كند و از آن طیبّاتی كه خدا برای او به وجود آورده، انسان میتواند از آنها مصرف كند و این افرادی كه خب دارای یك نوع تحجّر هستند و خشك مقدسی هستند و تصوّر بر این است كه حتماً باید از آن جنس ردی و پست نعمتهای الهی باید استفاده كرد اینها همه ناشی از كوته فكری آنها و نفهمی آنها نسبت به این مسائل هست ولی آن چه كه به نظر میرسد و در روش بزرگان ما این مسئله را مشاهده میكردیم آن توجّه به این نكته است، چرا بزرگان نسبت به غذا امساك میكردند؟ چرا؟ چرا بزرگان این همه روزه میگرفتند؟ چرا ما در روایات داریم نسبت به امیرالمؤمنین كه حضرت غذایش این طور بود اغلب، مگر چه داعی بر این است؟ مگر این نعمتهای الهی را خدا خلق نكرده؟ خب ما نمیگوییم انسان تعدی بكند از دیگران بگیرد، بالاخره آن چه را كه برای خودش مهّیا است چرا نخورد؟ این چه بوده؟ لِم كار كجا بوده؟ این یك نكتهای است كه امشب بنده میخواهم به آن بپردازم.
این روایت الآن به نظرم آمد كه من یادم است در آن جُنگهای مرحوم آقا، یك وقت من این را خوانده بودم، این شاید مربوط میشود به حدود سی سال پیش، لابد الآن اینها آماده شده برای نشر و استفاده، ایشان در یكی از آنها این روایت را آورده بودند كه اگر عبارتش را اشتباه نخوانم، امیرالمؤمنین علیهالسّلام كان یشتهی كبداً مشوّیةً: یك جگر گوسفند كباب شده، حضرت دلشان خواست كه روزی جگر بخورند، البته ایشان مثل ما نبوده كه هر روز آماده و حاصل باشد ببینید چه بوده كه این اصلًا یك روایت شده، تبدیل به یك خبر شده، فقال للحسن یهییء له كبداً مشویه به امام حسن علیهالسّلام فرمود كه اگر میشود یك روز ما را خانهات دعوت كن و خلاصه یك غذایی از این جگر كباب شده گوسفند به ما بده. فمضی علیه سنةٌ یك سال از این قضّیه گذشت، حالا چه مسائلی پیش آمد كه فراموشی پیدا شد برای امام حسن و حضرت فراموش كردند.
- سوره الاعراف (٧) ابتداى آيه ٣٢

