اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

فقره: ( فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِی‌ فِی‌ الرِّیَاضَةِ: فَإیَّاکَ أَنْ تَأْکُلَ مَا لاَ تَشْتَهِیهِ ) كيفيّت دستورى كه امام عليه‏السّلام، نسبت به غذا و أكل و شُرب به عنوان فرموده بودند

کیفیت تأثیر غذا بر روح و ملکوت افراد

توضیحات:

فقره: ( فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِی‌ فِی‌ الرِّیَاضَةِ: فَإیَّاکَ أَنْ تَأْکُلَ مَا لاَ تَشْتَهِیهِ ) كيفيّت دستورى كه امام عليه‏السّلام، نسبت به غذا و أكل و شُرب به عنوان فرموده بودند

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

کیفیت تأثیر غذا بر روح و ملکوت افراد

14
  • وقتی كه من در اعمال و رفتار مرحوم والد رضوان‌اللَه‌علیه نگاه می‌كنم در این مدّت حیاتشان، در این ٢٢ سالی كه در تهران بودند و در مسجد چه مسائلی را داشتند، چه اختلافاتی را داشتند، یك مقداریش را البتّه در كتب خودشان ذكر كرده اند. یك مقداریش را، كمی از بسیار بوده. من آن چه را كه می‌دیدم این بود كه در تمام این مسائل آن توجّه خودشان در تصمیم گیری به سمت ولایت بوده، از خدا بوده، از امام زمان كمك می‌گرفتند، توجّه را به آن سمت می‌كردند، این نفس صاف كه می‌شد، پاك كه می‌شد، مسئله روشن می‌شد این كار را انجام می‌دادند، شما همین طوری خیال می‌كنید ... نه اینها همینطوری از اوّل خودشان به هر چه ...، نه آنها مراقبه داشتند، بزرگان هم مراقبه داشتند، خیال نكنید كه حالا فقط مراقبه مال ما است، همه مراقبه داشتند، چه اشكال دارد؟ انَّه لَیغَانُ عَلی قَلبِی رسول خدا می‌فرماید لیغان علی قلبی من كه رسول خدا هستم در ارتباط با مردم و مسائل اجتماعی، قلب من كه قلب متصّل است، دارای یك گرد و غبارهایی می‌شود، لیغان یعنی پوششی می‌گیرد او را و إنّی لأستغفراللَه كل یومٍ سَبعینَ مَرَّةٍ أو مِأةِ مَرَّةٍ، هفتاد مرتبه در هر روز من استغفار می‌كنم، یا صد بار در بعضی از روایات است، من استغفار می‌كنم، استغفار نه این كه بنشینم بگویم أستغفراللَه نه هر یك ساعتی چند مرتبه می‌گویم أستغفراللَه، با آن استغفراللَه آن غین را از بین می‌برم، آمد نشست پیش من یا رسول خدا، عجب شما نسبت به این قضیه حكم فرمودید اگر نمی‌كردید جور دیگری بود، ها، می‌گویم خب بله درست است این حرفها، تا این می‌رود یك احساسی پیدا می‌كند، أستغفراللَه، پیغمبر هم استغفار می‌كرد، ببینید پیغمبر هم به این نكته توجّه داشت، اگر پیغمبر احساس نمی‌كرد كه استغفار نمی‌كرد، پیغمبر كه دیگر با خدا شوخی نداشت، یا این حرفها را كه به ما نمی‌زد كه حالا ما متوجّه بشویم، پیغمبر هم جان من می‌فهمید كه باید همیشه این اتصّال را برقرار كند، این را احساس می‌كرد، پیغمبر در این جا فیلم درنیاورد، ما می‌گوییم پیغمبر، پیغمبر دیگر اوّل ما خلق و علّت اوّل و اسم اعظم و كذا ولی این اسم اعظم وقتی كه در عالم نفس است و در عالم كثرت هست باید اتصّالش باید برقرار باشد حالا آن اتصالی كه پیغمبر می‌فرماید، استغفار، من نمی‌گویم همان معنایی است كه ما می‌فهمیم، نه عزیز من، ما سالها فكر كنیم، نمی‌توانیم به مفهوم و مغزای استغفار پیغمبر برسیم، هم ما می‌گوییم أستغفراللَه، هم پیغمبر می‌گوید أستغفراللَه هر دو می‌گوییم، ما استغفار می‌كنیم از عمل خلافی كه انجام دادیم، استغفار می‌كنیم از نیت خلافی كه در ذهن كردیم، استغفار می‌كنیم از آنچه در ذهن و خطورات و توهمات كه در ما گذشته است، پیغمبر از چه استغفار می‌كند؟ آن كه داریم مربوط به اضطراب سِرّ است و اینها، در یك همچنین جریاناتی پیغمبر استغفار می‌كند كه اصلًا ما نمی‌فهمیم این استغفار روی چه بوده؟ آن استغفار برای چه بوده؟ ولی بالاخره پیغمبر فرمود یا نفرمود؟ فرمود دیگر، من‌استغفار می‌كنم دیگر، فرمود كه من استغفار می‌كنم دیگر و این منافاتی با مقام طهارت ندارد. ما هم به سهم خود همین هستیم. ما هم به سهم خود باید متوجّه این قضیه باشیم، لذا پیغمبر می‌فرماید مَنَعَ فَاهُ مِنَ الكَلامِ و بَطنَهُ مِنَ الطَّعامِ و شكم خود را از طعام منع می‌كند، چرا منع می‌كند؟ اصحاب خیلی تعجّب كردند، آن اصحاب كه نشسته بودند پیش پیغمبر گفتند كه بآبائنا و امهّاتنا یا رسول اللَه أهولاء من الأولیاء؟ پدر و مادرمان به فدایت اینها همان اولیایی هستند كه شما صحبتش را می‌كنید؟ حضرت فرمود نه بابا! اینها مال شماها است، این اوّل كار است، اولیاء این نیستند، اولیاء چه كسانی هستند؟ الاولِیاءُ هُمُ الَذِینَ إذَا سَكَتُوا فَسُكُوتُهُم ذِكرٌ وقتی كه ساكت باشند، سكوت آنها به معنای حرف زدن نیست، دیدید وقتی كه گاهی اوقات آدم همین طور ساكت است، می‌گویند ساكت است دیگر برویم بنشینیم با او حرف بزنیم. برویم بنشینیم حرف بزنیم دیگر، حالا آن بنده خدا دارد به یك چیزی فكر می‌كند، ساكت است دیگر، ساكت است برویم بنشینیم حرف بزنیم. مرحوم آقا می‌فرمودند علامه طباطبایی رضوان اللَه علیه سكوتش ذكر بود. ایشان می‌فرمودند، یعنی ساكت بود ولی نه به معنای این كه حرف نزند، اصلًا در یك عالم دیگری بود.

/ 260