
کیفیت تأثیر غذا بر روح و ملکوت افراد
فقره: ( فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِی فِی الرِّیَاضَةِ: فَإیَّاکَ أَنْ تَأْکُلَ مَا لاَ تَشْتَهِیهِ ) كيفيّت دستورى كه امام عليهالسّلام، نسبت به غذا و أكل و شُرب به عنوان فرموده بودند
کیفیت تأثیر غذا بر روح و ملکوت افراد
توضیحات:
فقره: ( فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِی فِی الرِّیَاضَةِ: فَإیَّاکَ أَنْ تَأْکُلَ مَا لاَ تَشْتَهِیهِ ) كيفيّت دستورى كه امام عليهالسّلام، نسبت به غذا و أكل و شُرب به عنوان فرموده بودند
کیفیت تأثیر غذا بر روح و ملکوت افراد
11وقتی كه یك حاكمی میخواهد بیاید فرض كنید كه حكومت كند بر شما، شما وقتی كه خصوصّیات او را بدانید، چه كار میكنید؟ هر كاری دیگر نمیكنید، رفت و آمد خودتان را كنترل میكنید، كیفیت معاملات خودتان را كنترل میكنید، كیفیت صحبت كردن را كنترل میكنید، ارتباطات خودتان را كنترل میكنید، كه مبادا ارتباطات من الآن لو برود، شنود بگذارند، حرفهایی را كه داریم میزنیم را بشنوند، از این كارها را میكنید دیگر، اگر بدانید كه این حاكم یك حاكمی است كه شنود نمیگذارد، مكالمات را نمیشنود، خب هر چه بخواهید در تلفن میگویید به همدیگر، از حال عادی، حال شما خوب است ... فلان، ولی وقتی كه احساس بكنید كه نه، مكالمه شما مورد توجّه است، دیگر هر حرفی را در تلفن نمیزنید، چرا؟ چون معرفت پیدا كردید، كسی كه معرفت ندارد هر چه از دهانش برآید میگوید، ولی كسی كه معرفت دارد مواظب دهانش است، چون میشناسد، چون مچش را میگیرند، آقا شما دیشب این را گفتید، پریروز این را گفتید، چیست قضیه؟ یا نگه میدارند و میگذارند در پرونده برای سر وقتش، بالاخره نمیگذارند از بین برود، حیف است نمیگذارند این اسراف بشود این حرفها اسراف بشود، درست شد؟! كسی كه معرفت دارد آن كیفیت رفت و آمد خودش را كنترل میكند، كسی كه معرفت دارد میداند فرض بكنید كه این رفیقش چه میخواهد؟ خصوصیاتش چیست؟ اخلاقش چیست؟ چه را باید به او بگوید چه را نگوید، آیا هر سرّی را میشود به او گفت؟ آیا دهانش را میتواند نگه دارد؟ زبانش را میتواند نگه دارد یا نه زبانش لق است؟ یك حرفی بزند، فردا در همه جا پخش شده، اینها همه مال چیست؟ مال معرفت است. اما كسی كه معرفت ندارد نه از اوّل تا آخر سفره دل را پهن میكند از اوّلی كه به دنیا آمد تا الآن همه را میریزد روی دایره برای او، حالا این چیست؟ این فردی است كه معرفت ندارد، حالا كسی كه به خدا معرفت داشته باشد، معرفت به خدا یعنی چه؟ یعنی همین كه خدا هست تمام شد؟ نه! خدایی كه با من كار دارد، با زنم كار دارد، با بچّهام كار دارد، با معاملاتم كار دارد، با رفت و آمدم كار دارد، با رفیق گرفتنم كار دارد، با عبادتم كار دارد، با تجارتم كار دارد، با قدمم كار دارد، با قلمم كار دارد، با زبانم كار دارد، با فكر و تخیلم كار دارد، با همه چیز با تمام شراشر وجود من كار دارد، این خدا، وقتی كه این خدا را من بشناسم آن وقت دیگر هر حرفی نمیتوانم بزنم، هر مسئلهای را میتوانم جایی بگویم؟ ما به خاطر این كه حرفمان به گوش فلانی نرسد نمیگوییم، وقتی كه حرف از دهان برآمد دیگر كنترلش در دست ما نیست، خیلی باید مواظب باشیم هر چیزی را نگوییم.
