حیثیت توحیدی حاکم بر تمام آیات قرآن و احکام شرعی
9انسان در موقع حج باید داشته باشد وقتی كه ترك وطن میكند و جلای دیار میكند باید داشته باشد یك قضیه نقل كردم، نمیدانم یادشان هست یا نه؟ حالا تكرارش بد نیست چون علی كل حال اینها مسائلی است كه برای وارد شدن در این بحثی كه داریم خب در یك راستا این قضایا و این مسائل قرار میگیرد، صحبت ما این بود كه چگونه تغذیه میتواند اثر مطلوب و نامطلوب در سیر و سلوك انسان بگذارد خب این یك مسئلهای است كه باید روشن بشود و انسان بفهمد و بداند كه آنچه را كه خداوند مقرّر كرده است گتره نیست و بیخود نیست و برای حركت انسان همگونی در امور زندگی و روزمره لازم است، این همگونی اگر بخواهد از بین برود یك جای قضیه لنگ میماند، آن وقت انسان همیشه یا دچار اضطراب است یا دچار ركود است، اضطراب ندارد ولی ركود دارد ده سال میگذرد میگوید آقا ما چیزی نشدیم یا دچار ركود است یا این كه دچار پس روی است، پس میرود، از آن حال اوّل، حال اوّل خودش را هم از دست میدهد. حال اول خودش را از دست میدهد و در این زمینه خوب مطالب بسیار گفته شده است، بسیار بسیار الآن مسائل مختلفی بر ذهن من دارد هجوم میآورد كه احساس میكنم كه اینها را قبلًا خدمت رفقا عرض كرده ام كه همه ارتباطی با این مسائل دارد با این مطالبی كه خب فعلًا در نظر داریم.
در آن سالی كه مشرّف شدیم برای حج و من حدود هفده سال یا كمتر داشتم. اولین سفری كه مشرّف شدیم، آن شب اوّل كه مدینه بود، در مدینه وارد شدیم رفته بودیم با مرحوم آقا بیرون به اتّفاق اخوی و بعضی از اینها وقتی مراجعت كردیم آن عدّهای كه در آنجا بودند اتفاقا همه از افراد سرشناس هم بودند، از مسئولین هیئات بودند، از افراد موجّه بودند، داشتند با هم یك بحثی میكردند یك مسئلهای را در عالم خودشان و در فضای فكری خودشان داشتند صحبت میكردند، وقتی كه مرحوم آقا برگشتند و نشستند یكی از آنها گفت آقا ما الآن داشتیم راجع به یك مطلبی با هم صحبت میكردیم و هر كدام از این رفقا و دوستان مطلبی به نظرش رسید، حالا گفتیم این مسئله را به شما عرضه كنیم و ببینیم كه شما در این قضیه چه نظری دارید؟! ایشان سكوت كردند و علامت رضا كه ادامه بدهید ایشان گفت ما همه در این مسئله متفّق بودیم بالاخره این سفری كه پیش آمده خب سفری است كه یك ماه طول خواهد كشید در این سفر ما از زن و بچّه و افراد و متعلّقین خب دور شدیم، كار و كسب و اینها را چه بسا حتّی كنار گذاشتیم یا به حدّاقل رساندیم، صرف مال كردیم و در این سفر و برای این خب خرج میكنیم، مالی را صرف میكنیم، خب این مال هم كه مجّانی به دست نیامده، بالاخره صرف عمر و وقت شده برای این مال، ما میخواستیم ببینیم كه چه كنیم كه حداكثر استفاده را از این مسائلی كه پیش آمده، از این جلای وطن، از این بعد سفر، از این مدت طولانی مسافرت از این مخارجی كه هست و سایر اموری كه خب طبعاً در این سفر هست حداكثر استفاده را در این جا بكنیم؟ چه كنیم؟ قبل از این كه بنده به ادامه این مسئله بپردازم، جایی بودم و در یك سفری بودم، در سفر عمره البتّه، در چند سال پیش، كه عدهای از افراد، از علما، از بزرگان هم بودند در آن جا در آن كاروانی هم كه بودیم و بعضی از وجوه هم بودند و عجیب است كه همین سؤال در آن جا مطرح شد منتهی خب اینجا افراد بیشتری بودند شاید حدود صد نفری

