«عقلانیت و فهم» مهمترین شاخصه و ویژگی مکتب مرحوم علامه طهرانی
11من به ایشان گفتم و ایشان گفتند كه برو بالا بنشین من دیدم ایشان برخلاف معمول عمامه سرشان گذاشتند عمامه رسمی چون ایشان در منزل همیشه عمامه سبز سرشان میگذاشتند ولی این دفعه عمامه رسمی سیاه و عبا و قبا و جوراب پایشان كردند و خلاصه مثل وقتی كه از منزل میخواستند خارج بشوند، آمدند بالا و نشستند و صحبتهایی كه ایشان كردند این بود خیلی برای من جالب بود خیلی جالب بود، آن شخص گفته بود كه من راجع به این مسائل از فلان آقا و فلان عالم اجازه گرفتم، ایشان معاملات با بانك را اجازه داده به من، اینطور مطرح میكرد یا همه آقایان نسبت به این قضیه نظرشان یكسان نیست، مرحوم آقا آمدند نشستند و گفتند جناب آقای فلان ما فردی هستیم دارای یك اعتقادات خاص و مبانی خاص، درسی خواندیم، كتابهایی مطالعه كردیم، تحقیقاتی كردیم، فكرمان و نظرمان در این مسائل و در احكام شرعی و مسائل اعتقادی به این مطالبی كه شما میدانید رسیده و مدعی عصمت هم نیستیم عین عبارت ایشان است ما مدعی عصمت نیستیم و محتمل است كه در استنباطمان خطا كنیم و اشتباه كنیم ولی تا وقتی كه متوجه خطای خود نشده ایم شرعاً و عقلًا مكلفیم كه بر همان مبنایی كه تحصیل كردیم عمل كنیم بنابراین ما با شما دیگر كاری نداریم شما اگر میخواهید از آن آقایانی كه كسب تكلیف كرده اید نسبت به مسائل بانكی خودتان، بروید عمل كنید، اینجا دیگر برای چه میخواهید بیایید؟ ببینید چقدر حرف منطقی؟ چقدر حرف صحیح؟ شما دیگر برای چه اینجا میآیید؟ اینجا كه میآیید نه به عنوان این است كه شما ... در خیابان هم صبح تا شب ده هزار نفر میآیند و میروند، آیا آدم میرود همه آنها را دعوت میكند؟ با همه آنها رفاقت میكند؟ هر كسی از یك جا، وقتی انسان با یك نفر پیمان رفاقت و دوستی و صداقت میبندد ملاكی را در نظر میگیرد همین جوری كه شیر یا خط نمیاندازد ملاكهایی را در نظر میگیرد، اگر این ملاكها موافق بود خب آدم با یكی رفیق میشود، نبود خب نمیشود، آدم كه با هر كسی رفیق نمی شود، با هر كسی كه صداقت نمیكند، با هر كسی كه وقتش را نمیگذارد، شما كه داری الان وقتت را بر این میگذاری خب بر چه اساس میگذاری؟ بر اساس این كه نتیجهای را متوقع هستی از این اگر قرار باشد كه نه خب این هم مثل بقیه سر به راه خودش میرود و شما در یك وادی دیگر میروید بسیار هم وقت بگذارد برای چی آدم ملاقات بدهد؟ برای چه وقت بگذارد؟ برای چه بلند شود بیاید صحبت كند؟ برای چه؟ خب میرود به دنبال یك كار دیگری و به یك اشتغال دیگری به یك امر دیگری كه خب هر چه را كه به نظرش میرسد موافق با رضای خدا است هر چه كه میخواهد باشد.

