اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

«عقلانیت و فهم» مهم‌ترین شاخصه و ویژگی مکتب مرحوم علامه طهرانی

14517
عنوان بصری
نسخه عربی

«عقلانیت و فهم» مهم‌ترین شاخصه و ویژگی مکتب مرحوم علامه طهرانی

9
  •  راست می‌رود بروم، آن جا چه می‌كند بروم، یك مطلبی می‌گوییم می‌رویم.

  •  در جریانی كه بعد از زمان مرحوم آقا اتفاق افتاد بسیاری از رفقا به من گلایه كردند كه چرا شما حضور ندارید در یك فضایی كه جلوی انحراف گرفته بشود؟ جلوی وسوسه خنّاسان و شیاطین گرفته بشود؟ گفتم مگر من زندگی ندارم؟ مگر خود من كار ندارم؟ مرحوم آقا به بنده دستور دادند تو باید قم باشی و این دستور پس از فوت ایشان هم همین طور برقرار است و من نمی‌توانم بیایم من كه نمی‌توانم در خانه افراد بروم و دم در بنشینم و یكی را راه بدهم و یكی را راه ندهم آدم می‌گوید این غلط است آقا خب غلط است تمام شد، دیگر اگر قرار باشد بنده بروم به یك یك مطلبی را بگویم و رأی او را تغییر بدهم و از منزل بیایم بیرون یكی دیگر برود و عوض كند خب این چه فایده‌ای دارد؟ دیگر پس بنده باید اصلا كوچ كنم و نه تنها بلند بشوم بیایم فرض كنیم كه .... بلكه باید بیایم در منزل و اتاق و بغل گوش افراد و ... این كه نمی‌شود كه این كه دیگر اصلا امكان ندارد، یك حرف به آدم می‌زنند آدم باید گوش بدهد دیگر تمام شد و رفت، و من مشاهده می‌كردم در این مدت كه بعضیها نمی‌خواهند كه فضا فضای آرامی باشد فضا فضای بی نقل و حدیثی باشد، خب بالاخره باید یك روزی به این مسئله رسیدگی بشود آقا یا شما می‌خواهی این مسیر را یا نمی‌خواهی تمام شد، دیگر تعارف را آدم كنار می‌گذارد خیلی روشن و بنده همان طوری كه عرض شد مدعی عصمت نیستم ولی تا وقتی كه نسبت به یك مطلب متیقن هستم روی آن مطلب می‌ایستم و این همان روشی است كه ما از پدرمان دیدیم از دیگران دیدیم مرحوم آقا رضوان اللَه علیه در زمان سابق در همان زمان شاه ارتباط با بانك و معاملات بانك و اینها را حرام می‌دانستند خب طبعا نسبت به رفقای خدشان و دوستان خودشان این مطلب را آكد بودند در این مسئله ولی مشاهده می‌شد كه بعضیها ترتیب اثر نمی‌دهند هی می‌روند از بانك قرض می‌كنند برای معاملاتشان، و ایشان هم می‌فهمیدند یك مرتبه تذكر دو مرتبه تذكر سه مرتبه در لابه لای حرفها فلان ولی گاهی اوقات انگار فضا و جو انسان را می‌برد یعنی افراد، خویشاوندان، بچه ها، بخصوص بچه‌ها اینها می‌آیند دور و بر آدم را می‌گیرند توقعاتی كه در این زمینه به وجود می‌آید و انسان می‌داند كه با این توقعات از این راه نمی‌تواند به مقصود برسد هی كم كم می‌آید و آن حال و هوا را می‌گیرد یك روز ایشان بنا گذاشتند بر این كه با این گونه افراد مطلب را كار را یكسره كنند، یكی از این آقایان آمد منزل ایشان از یكی از شهرستانها آمده بود من دیدم كه ایشان آمده و حالا ظاهراً پیغامی هم داده بودند چون از وضعیتی كه آن شخص آمد و نگرانی كه من در سیمای او متوجه شدم كه این آمدن مثل سایر آمدنها نیست فرق می‌كند خیلی مضطرب بود آمد و رفتم‌