«عقلانیت و فهم» مهمترین شاخصه و ویژگی مکتب مرحوم علامه طهرانی
37زیارتت قبول است به همان مقدار، هر مقدار كه این مطلب واقع شد به همان مقدار حسنه میدهند، حسنه یعنی چه؟ یعنی تجرد دیگر و تجرد یعنی همان حسنه، نور یعنی حسنه، ثواب یعنی حسنه، آن حسنه یعنی مجرد شدن، قطع از علائق دنیا و قطع از محوریت شخصیت ذاتی و رفتن به سمت عالم توحید و تقرب.
برو در امام حسین ذوب شو، همان طوری كه اصحابش رفتند و ذوب شدند، خودشان را كنار گذاشتند اراده خودشان را كنار گذاشتند، گفتند ما ناقصیم، كامل بیاید برای ما تصمیم بگیرد، ما فقر داریم غنی بیاید برای ما تكلیف ما را تعیین كنند، اینها آمدند خودشان را جدا كردند از دنیا جدا كردند از همه چیز جدا كردند، امام حسین هم دیگر كاسه اینها را پر كرد، كوزه اینها را پر كرد دیگر، هر كسی یك ظرفی داشت، یكی كوزه داشت، نمیدانم یكی یك رودخانه داشت یكی چی داشت، ظرفها، ظرفهای متعدد و ظرفیتهای متعدد و همه را امام حسین برد در دریا و اقیانوس خودش، همه را غرق كرد اینها آمدند این كار را كردند دیگران چه كردند آمدند گفتند ببینید این پسر پیغمبر بالاخره غلبه میكند یا نه؟ هزار نفر با امام حسین بودند دیگر، این هزار نفری كه میآمدند بالاخره شب كه میخوابیدند چه فكر میكردند؟ فكر میكردند كه هزار نفریم چه پهلوانهایی هم اینجا هستند كه انشاءاللَه عاقبتمان بله بد نیست و ما این وسطیم دیگر اگر آن جا دوربین عكاسی بود یكی یكی عكس خودشان را میانداختند: یابن رسول اللَه ببین ما بغل تو ایستادیم بله در خدمت بودیم این مدت در خدمت بودیم ما پشت سر تو بودیم كله خودش را میآورد بالا ما خلاصه با تو ... الحمدلله دوربین عكاسی نبود، با چی آمدند كربلا؟ با چه نیتی آمدند؟ با چه فكری آمدند؟ با مجاز آمدند، با توهم آمدند، با تخیل آمدند، همه به فكر خودشان بودند، من بروم استاندار بشوم، من حاكم بشوم، من به اینجا برسم من من من یكی نگفت او، یكی خودش را كنار نكشید، فقط یك چند نفری، یك چند نفری كه اینها همه اینها را گذاشتند كنار، فقط گفتند یابن رسول اللَه هر جا میروی ما هستیم، میخواهی بجنگ ما هستیم، میخواهی صلح كن هستیم، جنگیدی نمیگوییم چرا؟ صلح كردی نمیگوییم چرا؟ میخواهی بكش ما را هستیم، كنار كشیدند خودشان را، كنار گذاشتند اراده خودشان را، و آن اختیار خودشان را كنار گذاشتند یعنی اختیار نفس منظور است و این بالاترین اختیار است این همان چیزی بود كه ما در زمان حیات مرحوم آقا رضوان اللَه علیه این مسئله را و همین طور در زمان اساتیدشان این مطلب را مشاهده میكردیم كه سلوك و حركت راه خدا بر اساس فهم و بر اساس استواری مبانی است نه بر اساس بیا و برو و صلوات و نه بر اساس راه بدهید حضرت آقا امدند، كوچه بدهید، نه بر اساس خیال و اینها، نه بر اساس آقا بالا بگذارند و پایین بگذارند نه بر اساس این كه كسی كه جرأت

