تبیین صحیح معنای «زهد و تقوا» و حکمت تشریع مساله ازدواج
37روضه بود و ایشان راجع به كتاب معاد شناسی مرحوم آقا مشغول صحبت بودند من در نیمه صحبت رسیدم كه ایشان پیشنهاد میكردند كه این مجالسی كه در معاد شناسی است اینها خیلی خوب است ولی این روضهای كه شما بعد از این مجلس آوردهاید این روضه موجب میشود كه مطالب سلسله وار، آن سلسلة خودش را از دست بدهد، آن استمرار خودش را از دست بدهد و چه بهتر كه این روضهها حذف بشود تا اینكه مطالب متسلسلًا پشت سر هم بیاید و ذهن و فكر قاری و خواننده را به این طرف و آن طرف نبرد، مرحوم آقا یك لبخندی زدند و فرمودند كه: آقا هر چه ما در آن جلسه و صفحات از مطالب میگوییم نتیجهاش به واسطة آن روضه حاصل میشود آن وقت شما میگویید ما روضه را حذف كنیم، هدف این روضه در دنبالة مطالب عبارت ایشان این بود مانند غذایی میماند كه نمك در او ریخته نشده، نمك برای غذا است و این روضه است كه باعث میشود كه آن مطالب در ذهن بماند و در نفس بماند نه در مغز، این را بنده دارم میگویم البته این را ایشان فرمودند در ذهن بماند آن دوّمی را بنده میگوییم اضافهاش را بنده میگویم، در مغز نه بله شما مثل نوار میتوانید خیلی مطالب را در مغزتان نگه دارید ولی به نفستان نرفته، به ذهنتان نرفته، به آن حقیقت گیرندة نفس این مطالب نفوذ پیدا نكرده، فقط در مغز یك سری مطالب ضبط شده و بعد دوباره اینها بازپرداخت میشود و بیان میشود، اضافه نمیرود در نفس جا بگیرد و اثر خودش را به وجود بیاورد و شروع كند به كاركردن، این حقایقی كه بعد از این مطالب به عنوان سرگذشت واقعة عاشورا ما میآوریم كلام مرحوم آقا است این میرود در نفس آن مطالبی را كه گفتیم آنها را میچسباند یكی میكند مخلوط میكند، ممزوج میكند، آن اثر به دست میآید، لذا چه كسی این مطلب را میفهمد؟ كی میتواند تشخیص بدهد من نمیدانم در آن موقع ایشان این مطلب مرحوم آقا را گرفت یا نگرفت؟ گرفت یا نگرفت؟! نمی دانم ولكن این را میتوانم عرض كنم كه اگر این مسائل خوب هضم بشود، خوب گرفته بشود خیلی تأثیر سرنوشت سازی در وضعیت انسان به وجود میآورد، خیلی، خیلی تأثیر، تأثیر عجیبی است، آن موقعهایی كه انسان بر سر دوراهی و سه راهی و ده راهی گیر میكند، آن موقع آن تمایلی كه نفس پیدا میكند، مال آنها است، توجّه كردید؟! آن موقع كه باید امام حسین به دادش برسد، نگذارد آن طرف برود، مال آن است، مال این است كه آن مطالب در نفس مانده و ثبت شده و نفس را جهت داده، نفس را جهت داده نفس را و دل را در یك چهارچوب و حصن حصین خودش قرار داده، لذا در دوراهیها و سه راهیها و چهارراهیها وقتی كه قرار میگیرد می فهمد كه از كدام طرف ....، همه چهارراهیها را میگذارد كنار در هر دو راهی قرار میگیرد دو راه را میگذارد كنار، نه این راه، نه آن

