تبیین صحیح معنای «زهد و تقوا» و حکمت تشریع مساله ازدواج
9نفسانیات خودش به حساب سلوك میخواهد بگذارد، خب این خیانت است، تو خودت با نفسانیاتت مشكل داری چرا اعمالت را به حساب سلوك میگذاری؟ من نباید به زن سلام كنم!، وظیفة زن است سلام كند!، نخیر نداریم، كجا داریم؟ كجا داریم كه وظیفة زن است به مرد سلام كند؟ حالا اگر او آمد و سلام كرد خیلی خب كار خوبی كرده، بسیار كار خوبی انجام داده، خدا به او اجر میدهد، نه این حرفها را نداریم مرد باید به زن سلام كند، وقتی وارد منزل میشود مرد باید برود البته متقابلا وقتی كه مرد می خواهد بیاید بیرون زن باید بلند شود بیاید و تا دم در او را مشایعت كند، این هم هست، این كه فقط ما یك طرفه بخواهیم به مسائل نگاه بكنیم، تمام این مسائل خلاف است و هیچ كدام را به حساب سلوك نگذاریم، هر كسی به حساب سلوك گذاشته خیانت كرده است در رسالت بزرگان و در رسالت اولیا و در رسالت ائمه علیهم السّلام.
حالا شما با زنت مشكل داری آن یك مطلب دیگر است، از سر غُدّی و اینها برخواستی آن یك مطلب دیگر است، زیر بار حق نمیخواهی بروی آن یك مطلب دیگر است، سر خود میخواهی راهی را در پیش بگیری آن یك مطلب دیگر است، به حساب راه نباید گذاشت، راه بزرگان این نیست بنده خودم تجربه كردم هم در زندگی پدرمان و هم در زندگی سایر از اساتید آنها این گونه نبودند، در عین حال هر چیزی به جای خود محفوظ، اطاعت زن از شوهر در جای خود محفوظ، بدون اجازه شوهر نباید از منزل بیرون برود، بدون اجازه از شوهر نباید با كسی تماس بگیرد، بدون اجازة شوهر نباید فردی را به منزل بیاورد، كاری را نباید بر خلاف رضایت شوهر انجام بدهد، اینها به جای خود، از آن طرف محبّت كردن، تربیت كردن، تربیت كردن نه به معنای اخم و تَخم و نمیدانم فرض بكنید كه بكن و نكن و فقط همین است و غیر از این نیست، نه!، او را به نحو خداپسندانه و به نحو شایسته و به نحو انسانی و به نحوی كه مورد رضای خدا و رضای اولیای خدا و مسیر تعیین شدة از ناحیة آنها است حركت دادن است.

