اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جایگاه ریاضت‌های شرعیه نفسانیه در مکتب عرفان

16246
عنوان بصری

جایگاه ریاضت‌های شرعیه نفسانیه در مکتب عرفان

45
  •  به دنبالش بودید، حالا بفرمایید چه شده؟ حالا دیدید دست انگلیس در كار بوده؟ حالا دیدید افرادی كه آمدند چه هستند؟! و مسائلی كه بعداً پیدا شد و رضا شاه و امثال ذلك كه دیگر قضایا كاملًا مشخص شده بود، ایشان مورد یك نوع ابتعاد از جامعه قرار گرفت، حتّی درسش تعطیل شد.

  •  مرحوم نائینی پنج سال درسش تعطیل شد و طلبه‌ها دیگر به او اعتنا نمی‌كردند. و ایشان پنج سال در منزل بود، مرحوم آقا سید جمال می‌فرمودند: ما از این موقعیتّی كه به دست آمده راجع به مرحوم نائینی، گفتیم كه خوب حالا حسن استفاده را بكنیم. لذا می‌گفتند: پنج سال ما درآنجا تنها می‌رفتیم و اصول می‌خواندیم و با ایشان مباحثه اصول می‌كردیم و بسیاری از مبانی ما را در همان موقع مرحوم نائینی تغییر دادند، البته ایشان می‌گفتند: ما هم بعضی از مبانی مرحوم نائینی را تغییر دادیم، مرحوم آقا سید جمال می‌فرمودند: پنج سال یك طلبه سراغ نائینی در نجف نیامد و فقط من بودم! می‌رفتم و با ایشان یك مباحثاتی داشتیم، مباحثات اصولی و اینها، خیلی برای من مفید بود، ایشان می‌فرمودند:

  •  یك روز كه ما مشغول مباحثه بودیم، دیدیم در زدند، از تهران یكی مرحوم آقا شیخ محمّدحسن طالقانی، یكی هم مرحوم آقا شیخ حسین یزدی، این دو باهم آمدند، مرحوم آقا شیخ حسین یزدی همان كسی بود كه نمی‌دانم شرح حال ایشان را مرحوم آقا در كجا نوشته‌اند، رفقا می‌بینند، الآن در ذهنم نیست، ظاهراً در همین دست نوشته‌ها بوده، حالاتی از ایشان، موقعیت ایشان، خیلی مرد عالمی بود، صریح‌اللَهجه بود، رك بود و خیلی بی‌باك بود، خیلی فرد بی باكی بود و از دوستان مرحوم آقا شیخ عبدالكریم حائری بود، مرحوم آقا شیخ عبدالكریم حائری یزدی از دوستان ایشان بود و می‌آمد و چند شب در قم در منزل مرحوم آقا شیخ بیتوته می‌كرد، مرحوم آقا شیخ مرتضی حائری، استاد ما هم از مرحوم آقا شیخ حسین یزدی تعریف می‌كرد و خیلی افكار خاص خودش را داشت، می‌گفتند: در زدند. این دو تا آمدند، آمدند و نشستند و صحبت كردند و مشغول صحبت و اینها. در ضمن مرحوم آقا شیخ حسین یزدی رو كردند به مرحوم نائینی و گفتند: آقا شیخ حسین، (آن هم آشیخ محمدحسین بود، این هم آقا شیخ حسین،) می‌دانی قضیه‌ای كه شما به پا كردی، چه شده در میان مردم؟! یعنی قضایای مشروطه؟ مردم می‌گویند: قضیه به همان لسان یزدی كار كردن خر و خوردن یابو شده؟ یعنی این را تشبیه به خر كرده بود و این كه شما آمدید و خودتان را این وسط انداختید و مردم را كشاندید كه بیایید و مشروطه و آن سلطنت طلب‌ها و قاجارها و استبدادی‌ها و اینها را خلاصه به كنار