جایگاه ریاضتهای شرعیه نفسانیه در مکتب عرفان
43خیلی هم جالب است، حالا انشاءاللَه رفقا مطّلع خواهند شد، ایشان میگفتند كه مرحوم نائینی در زمان مشروطه از مدافعین مشروطه بود و بسیار در این زمینه زحمت كشید و همراه با مرحوم آخوند خراسانی و به دستور مرحوم آخوند خراسانی این كتاب «تنبیه الامة و تنزیه الملة» را نوشت، البته كتاب خوبی است، قابل استفاده هست، منتهی خوب بالاخره بله، هر سخن جایی و هر نكته مكانی دارد.
بله، انسان نمیتواند هر چیزی را در هر موقعیتی بگوید، باید موقعیت سنج باشد، شمشیر خیلی تیز است ولی صحبت در این است كه شمشیر را شما میخواهی دست چه كسی بدهی؟ شمشیر را به دست دیوانه بسپری، خوب چه آفتی به بار میآورد! به دست عاقل بسپاری، به موقع در نیام میكند و به موقع از نیام میكشد و به موقع با فردی كه باید با او مقابله كند خوب برخورد میكند، سخن خوب را باید دید در چه موقعیتی گفت كه یك وقتی افراد معاند از این سخن سوء استفاده نكنند و همان را بر علیه خود انسان حربه قرار بدهند! در یك همچنین موقعیتی یك نور باطن هم در اینجا لازم دارد، علاوه بر آن مطالب علمی و ظاهری و اطّلاع و سعه بر مسائل و اطّلاعات، یك چیز دیگر این جا میخواهد كه آن را مرحوم نائینی نداشت، لذا شما میبینید همین كتاب به نفع افراد دیگر قرار میگیرد، آنهایی كه در پشت پرده هستند و وقتی كه مسئله جلو میآید و حركت میدهند مردم را و بالاخره به اینجا میرسد، یكدفعه متوجّه میشوند قضیه دست انگلیس بوده، تمام اینها همه عروسكهای خیمه شب بازی بودند در تحت این و آن؛ و آنها كار خودشان را كردند و بعد تمام شد و مسئله بسته شد. و علماء را گرفتند و مرحوم شیخ فضل اللَه نوری، اوّل عالم تهران، در همین میدان به دار زدند، به دار زدند و افرادی كه در پای دار آمده بودند، دو دسته بودند: بعضیها میخندیدند و بعضیها در سرشان میزدند و گریه میكردند، ولی دیگر كاری از دستشان برنمیآمد، همین مرحوم حاج شیخ فضل اللَه نوری، واقعاً مرد بزرگی بود. بسیار بسیار مرد بزرگی بود، و حالاتی داشت و مرحوم پدر ما از بعضی از مكاشفات ایشان برای بنده چیزهایی گفته است، كه بنده نگفتم تا به حال، احتمال دارد حالا بعدها ...

