جایگاه ریاضتهای شرعیه نفسانیه در مکتب عرفان
9قضیه به این كیفیت نبوده و چه كلاهی بر سر اینها رفته؛ در حالی كه اگر اینها بیایند امور خود را و مرام خود را و زندگی خود را بر اساس توحید قرار بدهند، بر اساس اتكاء بر مشیت خدا قرار بدهند و دل را به جای اینكه متوجه جن و اینها كنند، این را متوجه آن مبدأ كنند، تقدیر جور دیگری رقم خواهد خورد، این مسئله، مسئله مهم است.
منتهی ما این قدر اهل دنیا هستیم و این قدر اهل ظاهر هستیم و این قدر همه چیز در زندگی ما هست غیر از خدا، همه چیز در زندگی ما است غیر از ولی حق، امام زمان، امام زمان را انداختیم در یك جزیرهای كه اصلًا نه كسی خبر دارد از او، هیچ اطلاعی ندارد، دورش هم یك حصاری گرفته، خودش، كه كسی اطلاع با او پیدا نكند، ارتباط با او برقرار نكند، تا این كه اراده خدا تعلق بگیرد و او بیاید، این مسئله، این جهت، به طور كلی جدا شدن از مسیر اسلام است. به این وضعیت ما خود را از مسیر اسلام و تشیع جدا كردیم، گرچه ظاهراً شیعه هستیم، گرچه ظاهراً معمّمیم، ولی از مسیر جدا شدیم و به راه دیگری افتادیم، خدا در وجود ما راهی ندارد گرچه نماز میخوانیم. امام علیهالسّلام در حیطه زندگی ما نفوذی ندارد گرچه به ظاهر خود را منتسب به او میدانیم! اینها همه ظاهر است، پف است، هیچ فایده ندارد، آن وقتی كه باطن متوجه او باشد آن وقت رفتارمان هم تفاوت خواهد كرد، این جوری نخواهد بود، معلوم است همه اینها ظاهر است. ادعای اسلام میكنیم در حالتی كه توجهمان توجه به غیر است، توجه به مبدأ نیست، توجه به آن مكتب نیست، زیرا مكتب نشانههایی دارد، علائمیدارد، آثاری دارد، برای خودش قانون و احكامی دارد، عمل به آن قانون و احكام غیر از این صورت میتواند باشد، ما از آن طرف فاقد آن مبنا و فاقد آن بنا هستیم، هم مبنامان غلط و هم بنایی كه بر این مبنا قراردادیم، هر دو غلط، آن وقت برای ترمیم و اصلاح نقائص میزنیم به جاهای دیگر، هی میخواهیم این ترمیم را در جاهای دیگر جستجو كنیم، در حالی كه جاهای دیگر باطل است، جاهای دیگر حق نیست.

