جایگاه ریاضتهای شرعیه نفسانیه در مکتب عرفان
13مكتب تشیع به ما این مطلب را میگوید: امام زمان كه سهل است، شاگرد امام زمان وقتی كه شاگردش میگوید، از او سؤال میكند كه من كجا سكنی بگزینم؟! میگوید: تو در كره ماه هم باشی من به تو اطلاع دارم، آن وقت دیگر امام زمان در اینجا دیگر جایگاه خودش را دارد و اطلاع دارد و میگوید و نشان هم میدهد نه اینكه فقط یك ادعا باشد، واقعاً اینها چه تفكراتی دارند، اصلًا جوری كه مسخره میآید! این گونه مطالب اصلًا مورد استهزاء و سخریه افرادی است كه كمترین اطلاعی نسبت به این مسائل دارند. آن وقت میبینیم بعضیها میآیند راجع به این، چیزهای چرند و خزعبلاتی سر هم میكنند، نمیدانم امام علم غیب دارد، ندارد، خدا بخواهد، نخواهد فلان است و مثل سایر افراد است و از این بازیها، درست؟
از این مسائل، بنده خودم در طول حیات خودم نسبت به افرادی كه یك مقدار حسّه كمی و یك مقدار مختصری از طعم این غذا را چشیدند و از حلاوت این راه بهره بردند نه حالا آن اولیا، مطالبی شنیدم كه دود از كله انسان بلند میشود وقتی كه ببیند این گونه افراد این گونه مسائل را بیان میكنند، حالا یك مقدار كمی، یك مقدار جزیی، یك مقدار بسیار بسیار فرض بكنید كه مختصر، اگر ما بخواهیم آنها را در كنار اولیای خدا قرار بدهیم، تفاوت از زمین تا آسمان است، حالا شما بیا آن اولیاء خدا را نسبت به امام زمان قرار بده، آن وقت دیگر امام زمان علم غیب دارد یا ندارد؟! واقعاً آدم چه بگوید دیگر به این افراد، فقط بگوید اینكه یك مقداری قرص و دارو احتیاج دارند! فقط خیال میكنم دیگر همین را باید گفت.
خوب الآن این مسئله، این واقعیت، حقیقت ولایت، این یك حقیقت حی است، این حقیقت را ما رها كردیم، آمدیم آن وقت چسبیدیم به یك همچنین مسائل ظاهری و غیر عادی! و ارتباط با این، و سراغ آن برویم، و در این شهر چه كسی پیدا میشود، سراغ او برویم ببینیم كه خبر دارد؟ بابا امام زمان بغل تو ایستاده، میرویم سراغ فلان شخص ببینیم یكی پیدا بكنیم یك خُرده تو جنّ و از این حرفها باشد، و برویم در آنجا یكی پیدا بكنیم رمل میاندازد و با نخود چه كار میكند، آن یكی برویم، قهوه! دیگر اصلًا كار مردم رسیده به این مسائل و به این قضایا، در حالی كه آن حقیقت اصلی را ما فراموش كردیم، كجا داریم میرویم؟ این چیزها را ما نداریم!

