اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جایگاه ریاضت‌های شرعیه نفسانیه در مکتب عرفان

16246
عنوان بصری

جایگاه ریاضت‌های شرعیه نفسانیه در مکتب عرفان

47
  •  بزنید و فلان كنید، وقتی همه كار را تمام كردید و مسئله درست شد و آنها رفتند كنار، انگلیس آمد گرفت! صاف! و خلاصه نشست و همه‌تان را زد كنار!

  •  آقا شیخ محمدحسین نائینی می‌گوید: عجب! آقا شیخ حسین دارد به او چه می‌گوید؟ می‌گوید: قضیه كار كردن خر و خوردن یابو شده این قضیه، سرش را پایین انداخت، هیچ نگفت. می‌گفتند كه بعد من دیدم نه، این فایده ندارد! و این باید تكرار بشود. گفتم: جناب استاد متوجه شدید كه چه فرمودند؟ گفت: بله، بله، بله، متوجه شدم. جناب استاد متوجه شدید كه ایشان در این جا چه فرمودند؟ درست؟! این قضیه، خب چرا باید این طور بشود؟ چرا باید این طور بشود قضیه؟ چرا باید انسان یك مسئولیت بپذیرد كه این همه قضایا در پی داشته باشد؟ حالا بهتر نبود كه انسان به جای پرداختن به این امور می‌رفت از مسیر اولیا و بزرگان تبعیت می‌كرد، اگر شما می‌رفتی آنها چه می‌گفتند؟! آقا بنشین سر جایت، قضیه، قضیه انگلیس است! صدایت در نیاید، قدمی برداری، خونی از دماغ ریخته بشود به پایت می‌نویسند، به پایت می‌نویسند، مواظب باش!

  •  چقدر در این جریان مشروطه، خون از طرفین ریخته شد؟ و همه هم به نام اسلام، آن می‌گفت: اسلام، این می‌گفت: اسلام، آن می‌گفت فلان، تا بالاخره كار به جایی رسید كه مرجع تقلید شیعه را به دار زدند، شیخ فضل اللَه نوری را برداشتند به دار زدند، این برای چه بود؟ در آن زمان، در آن زمان، مرحوم نائینی به چه فكر می‌كرد؟ می‌گفت: ای داد بیداد! نمی‌گفت ای داد بیداد؟! بفرمایید، گفت دیگر در قضیه كار كردن خر و خوردن یابو، بله، بله، بله، درست است، متوجه هستم و الا خوب جواب می‌داد: نخیر، ما به وظیفه عمل كردیم، ما این طور كردیم، وظیفه ما این بوده، ما هیچ هم پشیمان نیستیم، الآن هم باشد باز انجام می‌دهیم، نه، فهمید اشتباه كرده و راه را خلاف رفته، این اشتباه مال چه بود؟ بار را انداخت روی دوش خودش.