جایگاه ریاضتهای شرعیه نفسانیه در مکتب عرفان
39بیش اطلاعاتی به دست آوردی، تو میفهمیكه راست میگویم یا نمیگویم، بفرما شاگردانت را بفرست، فرستاد؟ نه! چرا؟ نفس نمیگذارد، این جا است كه آدم گیر میكند، وقتی كه خود شخص، خود ولی خدا دارد میگوید: بابا بیا بارت را بیانداز! تو چه میخواهی دیگر، آخر چه میخواهی دیگر؟ كسی خوشش میآید؟
الآن بنده فرض كنید دارم راه میروم، میگوید: آقا این كیسه هندوانه را هم بگذار روی دوشت، بنده خوشم میآید، خیلی باید احمق باشم، یكی دارد میرود، آقا این را هم بگیر، آقا این كیسه برنج را هم بگیر، این كه بنده میافتم، چقدر تحمل دارم؟ خیلی تحمل داشته باشم یك دست دو كیلو، این دستم سه كیلو بردارم ببرم، این كه هر كسی میرسد و بارش را میدهد، بالاخره انسان به یك جایی میرسد كه نمیتواند بكشد، سعه وجودی او و میزان معرفتی او و آن مراتب كمالی كه طی كرده است، پاسخگوی كمال او نیست، پاسخگوی مرتبه او نیست، چطور تو میتوانی فردی را راهنمایی كنی و به او دستور بدهی و مطالب را به او گوشزد كنی كه تو خودت نمیدانی الآن او در چه مرتبه است؟ خودت اطّلاع نداری كه الآن او در چه حیطهای قرار دارد، آن وقت چطور برمیداری به او دستور میدهی این كار را بكن، آن كار را نكن؟!
اینها مسئلهای است كه ما باید به این قضایا توجه داشته باشیم، این راه، راه خدا است.
در جریان مشروطه شما میدانید چه افرادی متصدّی این قضایای مشروطه شدند، افرادی متصدّی این مسائل شدند كه از نقطه نظر علمی و از نقطه نظر موقعیت اجتماعی قابل مقایسه نیستند با افرادی كه سایر افراد، بعدها این طرف و آن طرف و اینها آمدند، از نقطه نظر علمی یكی از این در زمان مشروطه متصدّی این قضیه بود، مرحوم آخوند خراسانی بود، خوب مثل آخوند كجا الآن پیدا میشود؟ یكی از آن افرادی كه در آن زمان متصّدی بود، مرحوم حاج میرزا محمدحسین نائینی بود، كجا مثل او پیدا میشود؟ كسی كه در تمام درسها، همه تقریرات ایشان مورد ورد اللسان اهل علم و طلبه و فضلا و مجتهدین حتّی هست، در یك همچنین مسائل و اینها، یكی از آن افراد مرحوم حاج میرزا حسین حاج میرزاخلیل بود، از بزرگان، از آن افرادی كه واقعاً نخبههای علمی بودند در آن زمان، ولكن مسئله فقط به جنبه علمی برنمیگردد، یك چیزهای دیگر میخواهد، یك قضایای دیگر میخواهد، یك روشنی دیگر میخواهد، یك خبرویت دیگر میخواهد و یك فهم دیگر میخواهد كه آن فهم و آن خبرویت در طول سالیان سال تحصیل در همان حوزه پیدا نشده و وقتی كه انسان با این حوادث برخورد میكند، دیگر این درسهای متداول نمیتواند پاسخگو باشد، دیگر این علوم نمیتواند، مسئله بالاتر از این علوم دارد دور میزند! ما فوق این سطح و این ظهور و این تظاهرات و این مظاهر و اینها

