جایگاه ریاضتهای شرعیه نفسانیه در مکتب عرفان
37راه خدا، مسیر سلوك میآید و میگوید: دین خودت را بیانداز گردن ولی خدا، ولی خدا كیست؟ ولی حی امام علیهالسّلام است، دینت را بیانداز روی گردن او، ناموست را بسپار به او، عرضت را بسپار به او، شخصیتت را بسپار به او، دنیایت را بسپار به او، آخرتت را بسپار به او، همه شؤون زندگیت را بسپار به او، به اندازه یك سر سوزن! برای خودت برندار، كه به همان اندازه ضرر كردی، یك سر سوزن همه را بسپار، او میتواند فقط بردارد، فقط او میتواند باركشی كند!
یكی از همان آقایان، از همین افرادی كه در زمان سابق شاگرد داشت و چه داشت و اینها، این در زمان سابق افراد زیادی داشت. در آن سفری كه مرحوم آقای حداد هم به ایران تشریف آورده بودند، ایشان هم با شاگردانش آمده بودند یعنی همراه بود، در یك جلسهای در همان زمان، ایشان رو میكند، وقتی كه دارد تعریف میكند، شروع میكند تعریف كردن از شاگردان خودش كه مثلًا شاگردان ما الآن دارای یك همچنین موقعیتی هستند، یك همچنین مقامی دارند، مراتبی دارند، برای ایشان داشت توضیح میداد، فلانی یك همچنین خصوصیتی دارد، حالا خبر نداشت كه اینها كه سهل است، برای چه كسی دارند توضیح میدهند بعضی از اینها، رسید به اینجا، رسید كه ...
ولی خدا این طوری دارد دستگیری میكند ولی گوش شنوا كجا است؟ رسید به این جا كه فلان كس، [اشاره كرد به یكی از آن افراد كه ایشان هم الآن حیات دارد؟] ایشان حالاتی دارد كه وقتی به من میگوید، من از عهده پاسخگویی او میمانم، نمیتوانم جواب بدهم، خوب نمیتوانی جواب بدهی پس چرا قبول كردی؟ چرا این مسئولیت را پذیرفتی؟
ببینید صاف مسئله عقلی است. نمیتوانی جواب بدهی برو كنار! چرا زین را گرفتی بعد هم میگویی: نمیتوانم جواب بدهم، بلند شو بیا پایین، زین را بسپار دست یكی دیگر، افسار اسب را دست كسی دیگر بسپار، چرا نمیخواهی خودت را راحت كنی؟

