اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جایگاه ریاضت‌های شرعیه نفسانیه در مکتب عرفان

16246
عنوان بصری

جایگاه ریاضت‌های شرعیه نفسانیه در مکتب عرفان

27
  •  می‌آورد انسان را مفتضح می‌كند، شكی در این مسئله نیست.

  •  آن وقت یك همچنین بزرگی آن مبانی تقدیر عالم را و نظام عالم را آمده بیان كرده و برای من و امثال من آمده اینها را نوشته كه ما بدانیم و راهمان را تصحیح كنیم! و به جای رفتن سراغ خدا، سراغ جن نرویم، این همین است. این داستان حضرت مولانا همین قضیه است كه ما الآن داریم در جامعه می‌بینیم، تمام افراد مردم به سمت رمّال‌ها و بازار این جن گیرها و بازار این دكّانها (دكانهایی كه درآمده) می‌روند، هزار جور عرفان قلّابی و درویشی قلّابی، و یك حرفی از اینجا بیاورند و یك حرف از اینجا بگذارند و این دارد گرم می‌شود، اینها مال چیست؟ اینها مال دورشدن از واقع است.

  •  آمد به حضرت سلیمان گفت كه به دادم برس كه دارم از دست می‌روم!! حضرت سلیمان گفت: چه خبر است؟ صبّحكم اللَه بالخیر، حالتان خوب است؟ انشاءاللَه نقاهتی ندارید كه؟ نقاهتم این است كه دارد پدرم درمی‌آید، گفت: چه شده؟ گفت: خروس دارد می‌گوید: این‌دفعه خودت سقط می‌شوی حالا آن قاطر را رد كردیم، بعد گفت اسب، اسب را هم رد كردیم، گفت حالا دیگر نوبت حضرت صاحب البیت و مالك الدار است، ایشان باید تشریف به آن دنیا ببرند، یك هفته ما عروسی می‌گیریم، دِ بخور! هر چه می‌خواهی، حضرت سیلمان گفت: چشمت چهار تا، البته من دارم می‌گویم ، دندت نرم، وقتی كه به یك آدم حرف می‌زنند، گوشش را باز می‌كند، این قدر اصرار نمی‌كند، من سلیمانم، احمق، تو نمی‌فهمی‌كه پیغمبر خدا صلاح بندگان خدا را می‌خواهد، توی الاغ نمی‌فهمی، تو همان بهتر كه بروی زیر زمین تا این كه روی زمین، تو نمی‌فهمی‌كه ولی خدا صلاح بندگان خدا را می‌خواهد؟ دوستدار بندگان است، گفتن و نگفتن چه فایده‌ای دارد، من حالا بگویم یا نگویم چه از من كم می‌شود؟! چه از من كم می‌شد به تو نگویم؟ من امروز تو را می‌دیدم كه می‌گفتم كه برای تو صلاح نیست. درست شد؟ تو كوری! هی اصرار می‌كنی، می‌خواهم! می‌خواهم! حالا بابایم را در بیار، بفرما برو.