جایگاه ریاضتهای شرعیه نفسانیه در مکتب عرفان
19این قدر ما تأكید میكنیم بر این كه دیوان مثنوی و كتاب عظیم و عرشی مولانا رضوان اللَه علیه را باید بخوانید و به تك تك اشعار او توجه كنید، برای این موقع است كه به این بدبختی نیافتیم، واقعاً این عجیب است، یعنی این خیلی مسئله عجیبی است كه ما قائل به تدبیر و اداره ذات حی مدبّر و قیوم عالم از یك طرف باشیم، از یك طرف بلند شویم سراغ اینها برویم، خوب چطور اینها با همدیگر جور در میآید! و بعد به چه بدبختی میافتیم، بعد هم به چه بدبختی میافتیم و ببینیم كه خوب تمام شده و عمر از دست رفته و دیگر چارهای در این جا نیست.
آمده بود پیش حضرت سلیمان بر این كه علم زبان حیوانات به ما یاد بده، حضرت سلیمان گفت: برای چی میخواهی؟ گفت: میخواهم ببینم بالاخره حیوانات باهم حرف میزنند، مرغ و خروس و سگ و گربه و اسب و اینها باهم صحبت میكنند، بالاخره اینها یك مسائلی دارند، چشم برزخیشان باز شده، از مسائل برزخ اطلاع دارند، خوب حیوانات بعضی چیزها را میفهمند، از بعضی مسائل خبر دارند، یعنی با همان چشم برزخیشان، نه با آن احساس ظاهریشان، كه مثلًا زلزله كه میخواهد بیاید، حیوان متوجه میشود! كه بعضیها میگویند، ارتعاشات زمین، نه آقاجان! اینها چیزهایی نیست كه ....، آن حالت برزخی و نفس برزخی آن حیوان، بعضیها قویتر است و بعضیها ضعیفتر است، آنها از این مسائل اطلاع پیدا میكنند، خیلی از این مسائل اصلًا جهت فیزیكی ندارد، یك مرتبه پیدا میشود، درست؟! فهمیده بود كه حیوانها یك همچنین مسائلی دارند، خوب بیائیم استفاده بكنیم، عین همینهایی كه میروند دنبال جن و اینها! خیال میكنند حالا فرض بكنید كه اینها باخبرند، بیاییم از اینها استفاده كنیم، كدام معامله را بكنیم بیشتر در آن سود باشد؟ كدام جا برویم كه بیشتر استفاده در آن باشد؟ چه كار بكنیم، با فلان دارو و گیاه جلوی مرض را بگیریم و امثال ذلك، حضرت سلیمان فرمود: به درد تو نمیخورد، بابا برو! همین یك شكم را خدا به تو داده، یك لقمه نان، و برو خدا را شكر كن دیگر، به این چیزها چه كار داری؟ نه، میخواهم!! اصرار داری؟ بفرما، خودت خواستیها، یك امضا هم حالا من میگویم لابد یك امضا هم گرفت كه فردا حرفت را پس نگیری، لابد امضا هم داد، خوب، خیلی خوب!

