
سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (2)
سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (2)
31یعنی چی؟ یعنی ایشان میخواهند بفرمایند تو كه در حال جنگ و جدال با خواطر هستی خدا این وسط كو؟ تو پس با كی داری حرف میزنی؟ این وسط خدا تكلیفش چه میشود؟ تكلیف خدا این وسط چه میشود؟ یعنی میخواهند با این عبارت او را بگیرند و بكشانند و پرت كنند در یك عالم و در یك وادی كه اصلا بگویند خطور چیست؟ نباید تو در ذهنت خطوری بیاید، نباید خود را ببینی تا خطورات را از خودت دفع كنی، ببینید به كجای قضیه دارد دست میگذارد، نباید در موقع نماز اصلا خودت را فرض كنی كه داری در مقابل خدا، آنجا خداست و این جا هم بنده، میخواهم با خدا صحبت كنم همان طوری كه وقتی كه انسان میرود به ملاقات یك بزرگ، وقتی كه ذهن خودش را خالی میكند هی چیزهای دیگر میآید، هی دفع میكند تا اینكه آن مطالبی كه آن را میگوید درست بشنوند، حالا نسبت به نماز این قضیه قویتر، شدیدتر و تندتر و ظریفتر و عمیقتر و دقیق و رقیقتر این مسئله انجام میشود.
ایشان میخواهند بفرمایند تو اگر بخواهی این كار را بكنی تا آخر عمرت همین طور میمانی، بیا بالا، بیا بالا، برو در یك جا وقتی كه میگویی اللَه اكبر فقط خدا بماند! تو اصلا خودت را نباید ببینی! آیا شق القمر پیغمبر میتواند در انسان این اثر را به وجود بیاورد كه این حرف آقای حداد به وجود آورد ما از شق القمر چه میبینیم؟ خوب پیغمبر آمد و شق القمر كرد، معلوم میشود هیچ ارتباطی به ما ندارد، یعنی یك پیغمبری است، یك قدرتی دارد، یك قوهای دارد، ماه را دو نصف كرد، از این دیدن ماه را دو نصف كردن، چه نتیجهای عاید شد؟! مگر مشركین ندیدند، چه گیرشان آمد؟! آنهایی كه دیدند! امیرالمؤمنین اشاره كرد به خورشید، معجزه یعنی همین دیگر، از این بالاتر چیست؟ آنهایی كه دیدند أمیرالمؤمنین خورشید را نگه داشت و برگرداند و در آن جا نگه داشت، چه گیرشان آمد؟ غیر از اینكه دیدند علی یك فردی است دارای نیروی الهی كه میتواند خورشید را نگه دارد، چقدر به تو اضافه شد؟ این تو چقدر حركت كرد؟ چقدر عوض شد؟ چه تغییری در آن پیدا شد؟
