اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (2)

14340
عنوان بصری
جلسات

سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (2)

23
  • به این نتیجه می‌رسیم كه دو موقعیت و دو فعلیت برای این لامپ وجود دارد:

  • موقعیت اول كه موقعیت ذاتی است چیست؟ عبارت است از تاریكی، از جهل، از بی فایدگی، از بی‌خاصیتی، از بی‌حرارتی، همه بی، بی، بی، بی، بیار همین طور بگذارید؛

  • موقعیت دوم نور است، بهاء است و صفا است و روشنی است و خاصیت و گرما و همه آن چه را كه موجب بركت و موجب رشد و موجب برای نمو و خیرات است و فیوضات.

  • همین مسئله را بیایید در وجود خودمان پیاده كنیم. كاری به امام سجاد نداریم، اصلا كاری به امام سجاد نداریم، ما به خودمان كار داریم، وضعیت ما و موقعیت ما بدون عنایت پروردگار و بدون آن لطف و فیض از ناحیه پروردگار چطوری است؟ اگر یك ساعت لطف خدا و عنایت او از ما قطع بشود، ببینید ما یك شمر بن ذی الجوشن می‌شویم یا نمی‌شویم؟ یك ساعت! مگر تو انسان نبودی؟ هان! مگر تو عقل نداری؟ مگر مغز نداری؟ مگر شرف نداری؟ مگر حیا نداری؟ مگر انسانیت نداری؟ چطور شد این طور شدی؟ چی شده؟ چی شده كه داری به جنگ با پسر رسول خدا می‌روی؟ تو كه اسم خودت را انسان گذاشتی، هان، ابن زیاد به من امر كرده است، حاكم به من امر كرده است من دارم می‌روم، حاكم امر كند عقل تو كجا رفته؟ دین تو كجا رفته؟ احساس تو كجا رفته؟ انسانیت تو كجا رفته؟ چون ابن زیاد امر كرده تو باید اطاعت كنی؟! بلكه ابن زیاد امر كند خودت را از پشت بام بیانداز، می‌كنی؟ اگر بكنی كه دیوانه هستی، ولی نه، یا امیر من چه كردم؟ چه مخالفتی كردم؟ 

  • هان! چه شد؟! چطور وقتی سر كشته شدن خودت شد، می‌گذاری فرار می‌كنی، در مقابل می‌ایستی و اگر قدرت داشتی شمشیر در می‌آوری به او حمله می‌كنی، ولی برای كشتن پسر پیغمبر می‌گویی: المأمور معذور، این برای آن موقع است كه گفتم، این جا دیگر می‌گویی المأمور معذور پسر پیغمبر چه گناهی كرده است كه رفتی در كربلا؟! چه گناهی كرده؟ چه گناهی كرده؟ چه گناهی كرده بود كه مستحق كشتن و گرفتن جان شده بود، بچه‌اش چه گناهی كرده بود، برادرش چه گناهی كرده بود؟! خوب بگویید، این گناهی كه كرده بود خوب بگویید؟! چه گناهی كرده بود؟! اصحابش چه گناهی كرده بودند، زن و بچه‌اش چه گناهی كرده بودند كه به آن روز انداختید؟! زنجیر بیار و ببند و دست و پای امام سجاد را بردارید ببندید، هان! چه گناهی كرده بودند؟ عقل نداشتی؟ نه، در آن موقع عقل داشتی، وقتی علف می‌انداختند جلویت مثل الاغ علف نمی‌خوردی، می‌رفتی چلو كباب می‌خوردی، پس معلوم است كه عقل داری، نه اینكه برداری علف بخوری! تشخیص می‌دادی، همان موقع می‌فهمیدی، همان موقع حق و باطل را می‌فهمیدی، این طور نبود كه آن موقع بفهمی و پرده كنار برود، نه، آن موقع چوب نبودی، آهن نبودی، آدم بودی ولی چه آدمی بودی آدمی بودی؟! كه یك لحظه فیض خدا از تو قطع شد، قطع شد، به خاطر خودت، نه اینكه او، به خاطر كار خودت، هی آمد به تو نشان داد، علامت نشان داد تا اینكه بداند راه كجاست؟ و چاه كجاست؟ هی چشمت را بستی، هی توجیه كردی، هی زمینه را برای رسیدن به مرتبه بالاتر از جنایت آماده كردی، خودت آماده كردی، تخم مرغ دزد به كجا می‌رسد؟ كم كم شتر می‌دزدد، یواش یواش! آنی كه شتر می‌دزدد از شكم مادر شتر دزد نبوده، نه، اول تخم مرغ دزد می‌شود، یواش! ناراحت است، بعد توجیهش می‌كنند، اشكال ندارد! فلان، این طرف و آن طرف، یك مرغ می‌دزدد، كم كم كم كم خورد و می‌شود! به آن جا می‌رسد ما هم همین طور، هی خدا مطالب را می‌آید به ما می‌گوید: سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُ‌1 آیات خودمان را نشان می‌دهیم، مسائل خودمان را نشان می‌دهیم، آن چه را كه در دنیا اتفاق می‌افتد می‌آییم به شما نشان بدهیم كه كار دست ما است، مسبب الاسباب ما هستیم، رشته تمام اسباب به ما برمی‌گردد، راه‌ها همه به ما ختم می‌شود و فی انفسهم در خودتان.

    1. سوره فصلت« ٤١» آيه ٥٣