
سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (1)
سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (1)
5و همین طور سایر اولیاء یكی در محراب شهید میشود، یكی در میان دشمن شهید میشود، یكی با سم او را شهید میكنند، و ... و سایر آن چه را كه برای این گونه افراد خدای متعال تقدیر كرده است.
اینها همه مال چیست؟ اینها همه به خاطر مسئله تكلیف است والا اگر خدا، پیغمبر را مختار قرار میداد برای اینكه دلت میخواهد بروی، دلت هم نمیخواهد نروی، ما كاری به كار تو نداریم، خودت میدانی، فرض كنید غذایی كه ما میخوریم شما مختار هستی میخواهی این غذا را بخور، میخواهی آبگوشت بخور، میخواهی پلو بخور، هر كدام را خواستی، میخواهی بخور، اگر این طور بود آیا پیامبر با یك همچنین وضعیت و مرتبهای حاضر میشد كه بیاید از آن مقام خلوت و انس كه در اتصال ذاتی پروردگار بود نه در اتصال با اسماء كلیه جمالیه. در اتصال به ذات پروردگار بود، آیا پیغمبر حاضر میشد كه بلند شود بیاید با این حرف بزند؟ كه چی یكی را دنبال خودش راه بیاندازد. مگر بیكار است! مگر عقلش را از دست داده. پیغمبر كه بلند بشود بیاید یكی را دنبال خودش راه بیاندازد! حالا شدند دو نفر! حالا شدند سه نفر! حالا شدند یك جمع! خوب الحمدلله خوب دارد زیاد میشود، جمعیت دارد زیاد میشود. اگر پیغمبر بخاطر این كار بخواهد بیاید بكند عقلش را از دست داده، پیغمبر هم كه اوّل عقل عالم است، عقلش مثل من و شما نیست، من و شما نه منظورم شماست، آنهایی كه تمام دین و دنیای خودشان را فدای چهار روز زوالپذیر میكنند و آخرت خود را به این چهار روزه دارند میفروشند. اینها كه هستند؟! اینها دیوانه، از خلایقی هستند كه خدا قرار داده، خدا همه چیزشان را قرار داده ولی از آن اوّل ما خلق اللَه یكخورده، در آنها كم گذاشته است، نه اینكه كم گذاشته مثل اینكه یكخرده كم آورده، كم نگذاشته. این گونه افراد اینها هستند كه سعادت خود را فدای چهار روزی كه غروب میشود، خورشید در میآید دوباره غروب میشود، بخواهی نخواهی تمام میشود، بعد هم باید فردا بروی! واقعاً دیوانه است كسی كه بخواهد بداند فردایی هست، و این گونه عمل كند! واقعاً دیوانه است! این را باید رفت به زنجیر بست! حالا در خیابان راه میرود. واقعا دیوانه است! چرا؟
