
سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (1)
سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (1)
26نه حالا یك وقتی فراموش میشود یك چیزی، ولی وقتی كه فراموش نمیشود، باید به عهد عمل كرد. آن چه را كه گفته شد، در مبانی فقهیه كه عهد و شرط در ضمن معامله ایجابی و الزامیلزوم دارد، این صحیح نیست اگر در ضمن معامله شرط بشود، نه به خاطر شرط در ضمن معامله، او الزامیمیشود، نخیر به خاطر خود شرطیت، شرط است، كه او الزام میشود. لذا شرط، چه در ضمن معامله باشد، واجب است انجامش، و اتیانش، و چه در غیر معامله، چه در ضمن حتی معاملههای غیر الزامیمانند هبه و امثال ذلك و امانات، در اینها الزامش، وفای به عهد و وفاءبه شرط لازم است، و همین طور قولهایی كه انسان، قولهای ابتدایی و شوط ابتدائیه است. آقا فرض كند، من صد هزار تومان فردا برای شما میآورم، قرضت را بپردازی واجب است كه برود و بیاورد، چون قول داده است، مگر این كه نتواند، نتواند، یك مطلب دیگر است. ولی وقتی كه انسان قول میدهد، یك وقتی میگوید انشاءاللَه برای شما سعی میكنم، اگر خدا بخواهد كارم را انجام میدهم. اینها نه، به این كیفیت. یك همچنین مسئلهای نیست، البته باید سعیش را بكند. ولی یك وقتی میبینی من این را برای شما انجام میدهم، مثل فرض كنید كه: نقل ذمه به ذمه، نقل ذمه در آنجا، چطور كه آن ذمه منتقل میشود به شخص دیگر، در صورت تعهد به اداء، در صورت شرط، شرط ابتدایی و عهد ابتدایی، هم این لازم است.
رفقا این را در نظر داشته باشند، یا قول ندهید یا وقتی قول میدهید. مثل نماز واجب باید به آن عمل كنید، هیچ تفاوتی در این صورت نمیكند (و اوفوا بالعهد) وفای به عهد باید بكنید، نه وفای به عهد در ضمن عقد، اینجا ما نداریم اطلاق و كلیتش، در اینجا شامل همه موارد الزامیو غیر الزامیو ابتدایی خواهد شد، (اوفوا ان العهد كان عنه مسئولا) از تو درخواست میكند، البته تعبیرات و توصیاتی در روایات هست. كه منظور از عهد وفای عهد و قبول به ولایت أمیرالمؤمنین علیهالسّلام است! كه آنها مسائل باطنی است نه مسائل همین ظاهری، و اینها كه مسائل شرعی و فقهیش در این جا منظور است، خوب در این جا دو دسته ما احكام داریم یكی احكام الزامیه، یكی هم احكام منهیه، و احكام به اصطلاح تحلیله داریم، در اینجا وقتی كه میفرماید: (كل ذلك عنه كل ذلك كانت سیئه) برمیگردد، به جنبههای محرمه، این احكامیكه: خداوند در اینجا بیان كرده است، ولاتقربوا الزنا این یكی از آن موارد است ولاتقتلوا اولادكم خشیه املاق این یكی از آن موارداست. (وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَه) این یكی از آن موارد است و لا تقف ما لیس لك به علم یكی از آن موارد است، (وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً) اینهایی كه لا دارد، و در آن جنبه نهی و تحریم وجود دارد، در آن جا این سیئه، به او میخورد، تمام این مواردی را كه گفتیم، آن قسمت محرمهاش، آن قسمتی كه نهی دارد. آن چیست؟ (كان عند ربك مطروحا) پیش خدا مطروح است.
