اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (1)

14661
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (1)

4
  • آنوقت این می‌گوید: 

  • ...***وعده فردای زاهد را چرا باور كنم‌
  • این حالا فردا می‌گوید: نمی‌دانم (حورا مقصورات فی الخیام) نمی‌دانم (جنات تجری من تحتها الانهار) و بهشتی كه غلمانش این چنین است، حورالعینش این چنین است، كه شمه‌ای را اگر رفقا حضور ذهن داشته باشند در همین شبهای ماه مبارك عرض كردیم.

  • این وضعیتی كه برای عارف و برای ولی خدا و كسانی كه در مرتبه وصل قرار دارند در همین دنیا حاصل می‌شود، این موقعیت بهشت خود آنها است. بهشت آنها همان حالتی هستند كه در همان حالت درهمین دنیا زندگی می‌كنند. ولی زندگی در این دنیا و نشست و برخاست و خوردن و خوابیدن و حركت كردن این بهشت نیست. این كارهایی كه در این دنیا انسان باید انجام بدهد، آن مرتبه‌ای كه روح آنها و نفس آنها در آن مرتبه مخفی از ما، در آن مرتبه قرار دارد و ما از آنها فقط یك ظاهری را داریم می‌بینیم و به آن مرتبه اطلاع نداریم، در آن مرتبه آنها در آن بهشت قرار دارند. لذا نمی‌خواهند با كسی صحبت كنند، لذا مجالس آنها به سكوت می‌گذرد، لذا حوصله صحبت با كسی را ندارند، لذا حوصله فرض كنید كه رفت و آمد در این مجامع عمومی‌را ندارند، لذا حوصله نشست و برخاست بااین عوام كالانعام را ندارند، لذا نمی‌توانند با هر شخصی و با هر خصوصیتی نشست و برخاست كنند، لذا اوقاتشان را نمی‌توانند صرف در امور لاتاالات و لهویات و عبثیاتی كه سایر افراد تمام بیست و چهار ساعت زندگی خودشان را در این لاتاإلات می‌گذرانند آنها نمی‌توانند بگذرانند. اینها برای چیست؟ به خاطر این است كه از آن مقام نمی‌تواند تنازل كند، و اگر بخواهد تنازل بكند، بخاطر تكلیف است. پدرش هم در می‌آید، ولكن چه كند كه در یك همچنین وضعیتی تكلیف اقتضا می‌كند كه به این شكل عمل كند.

  • آن كسی كه با ملائكه نمی‌تواند صحبت كند، باید بیاید با ابوسفیان حالا حرف بزند، با ابوجهل حرف‌ بزند، ندای توحید را، به تك تك مشركین با آن سینه‌های چون سنگ و (قلوب كالحجارة السوداء)، با آن قلبها و با آن نفسها باید بیاید ندای توحید را چكش وار یك به یك هی بگوید و بگوید. امروز بگوید، فردا بگوید، دوباره بیایددر مسجدالحرام بگوید، دست برندارد، مسخره‌اش می‌كنند، استهزائش می‌كنند، دنبالش می‌كنند، اراذل و اوباش به دنبالش می‌فرستند و او را بیازارند بلكه از تصمیم منصرفش كنند، ول نمی‌كند، چرا؟ چون دستور دارد، تكلیف دارد و باید این تكلیف را به افراد برساند. در رسیدن به این تكلیف سرش را می‌شكنند، پایش را می‌شكنند، دندانش را می‌شكنند، زخم شمشیر وتیر بر او فرود می‌آورند، او دست برنمی‌دارد.