
سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (1)
سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (1)
28ولكن چون این میدانسته است: كه این عمل برای این بیمار مفید نیست و این قلب آمادگی این عمل را ندارد، و اینی كه باید دو سال دیگر عمر كند، سه ماه دیگر، این قلب از كار میافتد، این بخیهها باز میشود، این همه رگها باز میشود، خونریزی داخلی از كار میافتد، این را او میداند، دیگران نمیدانند، دیگران به به میكنند. ملائكه اه اه میكنند، چرا؟ این را انجام دادی، مردم كه نمیدانند، به به، بببیند چه عمل خوبی انجام داد، چه عملی؟
اتفاقا چندی پیش بود، یكی از دوستان نقل میكرد: یك همچنین عملی انجام شده بود. با وجود اینكه متخصصین گفته بودند كه نباید، این انجام بشود، این قلب، آزمایشهایی كه كرده بودند، ظاهرا تنگی میترال، و اینها این چیزهایی كه انجام شده بود و نتوانسته بودند و تصمیم شده بود كه انجام نشود، آن عمل انجام شد و آن شخص مرد. زیر همان عمل مرد، خوب بسیار خوب، این مسئول كیست؟ این آقا مسئول است گرچه فرد، فرد خبیری بوده و عمل بسیار درستی بوده در جای خود، و اگر این غیر از این بود، این زندگی میكرد سالها زندگی میكرد، چون این بر اساس نیت فاسد و بر اساس نیت دنیوی، این عمل انجام گرفته، مورد غضب الهی است و مورد نهی الهی است و مورد عقاب است، خوب حالا مردم خبر دارند، چه میدانم دستت درد نكنه آقای دكتر، عجب كاری، حالا سه ماه بعد معلوم میشود، شما كه میدانستی چرا كردی، یكی از دوستان بود، همین رفیق شفیق ما دكتر سجّادی، ایشان برای خود من گفت: رفته بودیم یك جا، همراه ما زن بیچاره بینوایی، داشت میدید چشمش، چند سال پیش بود در همین تهران حدود شش یا هفت سال پیش، یك مرتبه آقا این عصبانی همه چیزش ریخت به هم، جوری كه اصلا دیگر نتوانست. با این كه ایشان با ما خیلی صمیمیاست، ولی خوب در عین حال رعایتهایی دارد، فلان كردار، رفتار، صحبت. آن چنان ریخت به هم، كه بی اختیار شروع كرد، هر چه از دهانش درآمد، نثار ای بی پدر مادر، ای فلان، آن پزشك چشمی كه آن آمده، این زن بینوا را عمل كرده، و جفت چشمش را كور كرده، چی بوده قضیه، قضیه این بوده كه: این نمیبایست عمل بشود، به من گفت فلانی آن دانشجوی شش ماهه اول كه من درس میدهم، میفهمد كه او نباید عمل بشود. آن وقت این فلان، فلان خوب. خلاصه، شروع كردن به گفتن، اسمش را هم گفت: این آمده این را عمل كرده، چه كسی را. نه كسی كه پول دارد، رفته یخچالش را فروخت، ه و فرشش را فروخته، فرش زیر پا و اجاقش، و فلان و اینها را فروخته یك میلیون، دو میلیون نمیدانم، آن موقع بیش از یك میلیون بود، آمده داده دست اینها، با این كه قطع بر این كه این كور خواهد شد. گفته سی درصد احتمال برگشت دارد، حالا این چیه، قضیه چطور میشود؟ خوب این آدم است، یعنی به این میشود گفت انسان، این از هر حیوانی، بدتر است.
