
سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (1)
سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (1)
23هیچ عملی، به طوری كه شما شاسی را میزنید نوار شروع میكند به گردیدن یك صدایی، همین صدایی كه من دارم میكنم از ضبط بیرون میآید، شما مشت میزنید در ضبط، داغونش میكنید نه یك صدایی دارد از این بیرون میآید نه گناه است نه ثواب است فقط صوت است، صوت هم گناه نیست.
گناه چیست گناه عبارت از آن هدف و نیتی كه در پشت این صحبت من موجب بروز و ظهور این كلمات است در خارج، آن میشود گناه. خود این عمل را گناه نمیگویند.
اگر یك شخص ده هزار مرتبه از دیوار مردم برود بالا خود دیوار بالارفتن گناه نیست، دیوار بالا رفتن است. مثل اینكه گربه میرود بالا، گناه كرده، كلاغ میرود بالا. كبوتر میرود بالا، حالا یك آدم میرود بالا گناه نكرده، نفس دیوار بالارفتن گناه نیست برای چه میروی بالا، آن مسئله است برای چه میروی؟ و دست به این كار میزنی، آیا این عمل مورد رضای خداست؟ صد هزار دفعه هم از این دیوار بالا بروی برای تو گناه نمینویسد، اگر این عمل مورد رضای خدا نیست، نرفته از دیوار بالا، برایت گناه مینویسند، از دیوار بالا نرفتی برایت مینویسند، این مسائل در شبهای ماه رمضان گذشت آن چه كه در اینجا باقی ماند، كه نتیجه صحبت است آن، این است یك وقت یادم است مرحوم آقا رضوان اللَه علیه، راجع به این آیات صحبت میكردند آیاتی است در سوره اسراء آیاتی داریم در سوره فرقان تقریبا حدود ١٤ آیه است كه در سوره فرقان كه امر به مسائل اخلاقی، امر به واجبات ارزشها تكالیف آنها دارد كه اوصاف اولیاءالهی را، در آنجا قرآن بیان میكند كه با عبادالرحمن شروع میشود و (عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً) تا این جا، یك آیات داریم در سوره اسراء است كه در آن آیات هم بعضی از تكالیف را خدا ذكر میكند، مثلا از این جا ظاهراً شروع میشود (وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً) از این جا شروع میشود دستت را در جیبت نكن بخل نكن و هیمین طور زیاده روی و گشاده روی نكن به اندازه كه اگر بخواهی بدهی دیگر ملوم و محصور هستی حسرت اینها را میخوری بعد خدا در اینجا میفرماید (نحن نرزقهم و اياهم اللَه يبسط الرزق لمن يشاء و يقدر نحن نرزقهم و اياكم انه كان بعباده خبيرا بصيرا) خیال نكن، كه فلانی حالا تنگ است از چشمان ما، به دور است ما به اندازه صلاح هر شخصی، برای او تقدیر میكنیم. (يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ) بسط رزق میكند، و یقدر ضیق میكند (وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ) حضرت یونس وقتی كه حركت كرد (فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ) خیال كرد، كه ما بر او ضیق نمیگیریم، بر او تنگ نمیگیریم و او را جزو بقیه به حساب نمیآوریم، ولی نمیدانست كه ما از او غافل نیستیم و از مدركات او غفلت نمیكنیم، و برنامهای برای او در پیش داریم، برای اصلاحش، و برای تصحیحش، كه آن برنامه خوب (فَنادى فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ) كه: ذكر یونسیه كه میگویند مربوط به این مسئله است، (اللَه يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ) خدا بسط رزق میكند و یقدر تنگ میكند و ضیق میآورد، بعد میفرماید (وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلاقٍ إِنَّ قَتْلَهُمْ كانَ خِطْأً كَبِيراً) به خاطر تنگ دستی، دخترانتان، بچههایتان، را نكشید. به خاطر آن نكشید و آنها را از بین نبرید، بعدهمین طور آیات مختلف میفرماید: (وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى إِنَّهُ كانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبِيلًا) بعد میفرماید: (وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَه إِلَّا بِالْحَقِّ وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ إِنَّهُ كانَ مَنْصُوراً) و نفسی كه، خدا حرام كرده است، انسان بیگناه را نكشید، آدم بیگناه را نكشید، مگر به حق، مگر اینكه كسی را كشته باشد از روی قصاص، یا عملی انجام داده باشد كه شرعا مستحق قتل است.
