تقنین احكام در ادیان الهى بر اساس توحید
9ظاهر بشوید، نسبت به آنهایی كه در یك همچنین وضعیتی هستند و مثل حیوان و خرس و الاغ میمانند، این مسأله اشكالی ندارد آن كسی كه خودش نسبت به این قضیه دارد اقدام میكند حیوان است.
اما نسبت به آنهایی كه اینها در یك همچنین جامعهای میخواهند زندگی كنند، بچه است میخواهد بزرگ شود، انسان است، میخواهد در این شهر زندگی كند، باید از این شهر بلند شود برود بیرون؟ از منزلش نباید بیرون بیاید؟! نباید نان بگیرد؟ نباید برود گوشت بگیرد و نباید در بازار برود؟
این لحاظ امنیت جامعه به عنوان جامعه، خود جامعه فیحد نفسه یك حقی دارد جامعه یعنی فضایی كه در آن فضا هرشخصی بتواند به نقطه تكاملی خودش راه پیدا بكند، از نظر علمی حدی نداشته باشد كه از آن حد نتواند تجاوز كند، مانعی برای او از نقطه نظر ارتقاء علمی در آن جامعه وجود نداشته باشد، تحصیل علم برای غنی و برای فقیر به یك نحو در آن جامعه برقرار باشد. رسیدن به مراتب عالیه از جهات علمی برای افراد جامعه همه در یك سطح باشد. چرا؟ چون فقیر كه گناه نكرده كه فقیر شده.
یكبار فقر بخاطر این است كه شخص عمداً خودش را به بیكاری و به اهمال و اینها میزند، خب از خیلی مسائل محروم است. ولی یك فقیری است كه ندارد، وضعش و موقعیتش و جریاناتی كه در حول او گذشته، وضعیتی كه در او قرار داشته، از یك سطح عادی از مسائل در آنجا برخوردار است، این فرد در این جامعه حق حیات دارد، حق بالندگی دارد، حق رشد دارد و رسیدن به همان جایی كه استعداد او تقاضا میكند، اگر بیش از این تقاضا نمیكند، خب نمیكند، آن دیگر تقصیر كسی نیست. ولی وظیفه دارد از هر نقطهنظر تمامی امكاناتی را كه در اختیار یك فرد غنی قرار میدهد به آن فرزند در یك خانواده مستمند، جامعه نیز قرار بدهد. حالا شخص به آن رتبه وكمال رسید رسید، نرسید نرسید، آن دیگر تقصیر جامعه و دولت نیست. اختیار آن دیگر به امكانات خود فرد برمیگردد و همچنین برای رسیدن به مسائل دیگر، مسائل بهداشت، مسائل سلامتی و امثال ذلك تمام امكانی كه در اختیار یك فرد غنی در یك جامعه هست، باید بدون سرسوزن تفاوتی در اختیار همان فرد مستمند قرار بگیرد، چون در این جامعه این حق حیات دارد، حق رشد دارد.

