تقنین احكام در ادیان الهى بر اساس توحید
7به آتیه، نسبت به استقبال خودش میتواند كه تصمیمگیرنده باشد، ولی بعضیها هستند كه با سن بالا هم در تحت احساسات قرار دارند، افراد به یك نحو نیستند، كه تشخیصش با افراد اهل خبره است كه بتوانند نسبت به این موضوع اظهارنظر كنند.
در این حد، قوانین مدوّنه دنیا هم نسبت به این مسأله اظهارنظر میكند، در اینجا هم آن تعدی را آنها در این گونه موارد ناپسند میشمارند.
ولی از آن طرف فرض كنید كه ایجاد رابطه به هر كیفیتی و به هر وضعی و به هر قسمی، چه حالا فرض بكنید كه این ایجاد رابطه بین مرد و زن باشد یا اینكه بین دو جنس موافق باشد از هر دو طرف هیچ قوانین حقوق بشر نسبت به این مسأله مطلبی ندارد: حقش است، خودش میداند، خودش اختیار میكند، اختیار با خودش است، و از این نقطهنظر، جنبه مادی مسأله برای اینگونه افراد مورد توجه است، اما فكر اینكه این قانون موجب بشود كه این مسأله در میان اجتماع شیوع پیدا بكند و همه افراد احساس امنیت قانونی و امنیت حقوقی بكنند در اشاعه و شیوع این مطلب نسبت به این مسأله كاری ندارد.
اگر یك جامعهای فرض بكنید بخواهد به طور كلی به وضعیت جامعه قوم لوط برگردد، میگویند: بشود! حقش است! افراد حقشان است كه اختیار كنند! انتخاب كنند! و بعد هم كسی نمیتواند مانع بشود، و جزء حقوق اولیه به حساب میآید.
پس بنابراین این كه خود جامعه فیحدنفسه برای بقاء خودش و حیات خودش و افرادی كه در این جامعه متولد میشوند و در این جامعه رشد میكنند و بدون اختیار و انتخاب در جریان حوادث و وقایع این جامعه قرار میگیرند مانند بچههای معصوم، نسبت به اینها دیگر فكر نشده است.
حالا یك فردی كه سیسالش است و میخواهد مسیر زندگیاش را به یك نحوی انتخاب كند، به او میگویند: خیلی خوب، تو برو به آن كیفیتی كه خودت میدانی عمل كن! اما افرادی كه اینها انسانند، بشرند، شایستگی ارتقاء مراتب عالی و تجرد و ارتقاء به مراتب بالا را دارند، این افراد در یك همچنین جامعهای با این فرهنگ و با این قوانین، حقوق بشر برای اینكه رشد كنند و بالنده بشوند چه تصمیمی گرفته؟ برای اینها چگونه میشود نسبت به این مسأله رعایت كرد؟ آن شخصی كه مینشیند و قانون جعل میكند كه شما میتوانید به این كیفیت فرض كنید الآن تظاهرات كنید، به این كیفیت در خیابانها وارد بشوید و خود را در معرض دربیاورید، به این كیفیت و به این نحوه در فلان شهر ایرادی ندارد كه

