تقنین احكام در ادیان الهى بر اساس توحید
35بهبه! و باید به این حكومت افتخار كنیم «لا اغمد سیفا این عبارت، عبارت ما شیعه نیست كه اهانت باشد. عبارت علمای اهل تسنن است. آنها این را میگویند، نه اینكه ما بخواهیم حرفی بزنیم. لا اغمد سیفا شمشیری را كه خدا از نیام كشیده یعنی خالدبنولید، من آن شمشیر را چرا دوباره؟! الآن ما به این نیاز داریم! نوشجانش! هزارتا از این كارها هم انجام بدهد! نوش جانش برود انجام بدهد! این میشود هردمبیل، عالم عالم هردمبیل.
اما وقتی كه نوبت به امیرالمؤمنین میرسد و به بیعت نكردن برسد، اشكال ندارد بروید بزنید! خانه را آتش بزنید! خانه دختر پیغمبر را آتش بزنید! هیزم ببرید! وقتی هم كه احساس كردید دختر پیغمبر آمده پشت در، با لگد آن چنان بزنید كه او را له كنید! این عیب ندارد! اینها اشكال ندارد!
یك عبارتی را، واقعاً عبارت عجیبی است كه این را اهل تسنن نقل كردهاند. من نمیدانم این را در چه كتابی دیدم، ولی قطعاً این را با چشمم دیدم و در كتب اهل تسنن هم دیدم، حالا رفقا بروند پیدا كنند.
عمر میگوید: در همان موقعی كه فاطمه آمد پشت در، و من با لگد به او زدم، صدای ناله او را من شنیدم، و آنچنان نالهای كرد كه در دل من یك احساس عطوفتی داشت پیدا میشد، ولی یك مرتبه یاد آن افرادی را كه به دست علی كشته شدند افتادم، با لگد فشار دادم، ببینید! این عبارت عبارت عمر است!
آن وقت یك همچنین آدمی با این وضعیت و با این كیفیت میآید برای مردم تصمیم میگیرد، این كار را بكنید، حالا آن كار را نكنید، این را انجام بدهید، و آن را انجام ندهید! این آقا با این حالت! یعنی دختر پیغمبر را میآورد و با این كیفیت از بین میبرند. ببریم! چه اشكال دارد! حكومت ما به راه باشد، دختر پیغمبر تكهتكه بشود، محسنش هم كشته بشود! چه اشكال دارد؟! همه اینها فدای یك روز حكومت ما! بله مسأله این است. اینها را باید مردم بدانند، باید اطلاع داشته باشند مردم؛

