اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تقنین احكام در ادیان الهى بر اساس توحید

14703
عنوان بصری
ریاضت نفس

تقنین احكام در ادیان الهى بر اساس توحید

31
  •  نمی‌پردازد پس قتلش واجب است. خالدبن ولید قداره بند را می‌فرستند آنجا، و چون مالك‌بن نویره هم فردی است صاحب قبیله و خالدبن ولید از عهده‌اش برنمی‌آید او را گول می‌زند، فریب می‌دهد، ما با شما كاری نداریم، نپردازد فردا می‌رویم حالا بلندشویم نماز را بخوانیم. نماز را می‌خواند، مالك‌بن نویره را می‌گذارد جلو، بعد تا مشغول حمد می‌شود یك مرتبه شمشیر را می‌كشد و سر مالك را در نماز جدا می‌كند. این حكومت عدل اسلامی‌است! نگاه كنید این را می‌گویند: حكومت عدل اسلامی، كه بهتر از این نمی‌شود! جبرئیل هم بیاید، نمی‌تواند بهتر از این یك همچنین حكومتی را ایجاد كند! این را بنده عرض نمی‌كنم. خود كتب اهل تسنن این قضیه را نقل می‌كنند. اگر آنها نقل نكردند، بنده حرفم را پس می‌گیرم. می‌آید با كلك و دروغ كه ما با شما كاری نداریم، نماز را بخوانیم و بعد با هم صحبت می‌كنیم. حالا موقع نماز است، سرش را جدا می‌كند و بعد هیزم می‌آورد. بدن مالك‌بن‌نویره را می‌گذارند زیر هیزم. اینها را بشنوید خوب است. مرحوم آقا این را در كتاب امام‌شناسی آورده‌اند. بروید بخوانید در آنجا مفصل ذكر كردند. تا بدانید بر این اسلام چه گذشته؟! و حالا بدانید مظلوم و ظالم كیست؟!

  •  بدن مالك‌بن‌نویره را با هیزم‌ها زغال می‌كنند و گوسفند می‌كشند، در دیگ از بدن مالك‌بن‌نویره و گوسفندهایی كه كشتند آبگوشت درست می‌كنند و همه نوش‌جان می‌فرمایند و شب خالدبن‌ولید با زن مالك‌بن‌نویره زنا می‌كند. اینها را همه را نوشته‌اند.

  •  حالا صحبت سر این است كه این افراد لشگر همه دارند می‌بیند! این مسائل را دارد می‌بیند. چون زن زیبایی بوده و خالدبن ولید چشمش به او می‌افتد و به خاطر همین آن كار را می‌كند.

  •  عمر با خالدبن‌ولید با همدیگر اختلاف داشتند و وقتی او می‌آید در مدینه، عمر می‌خواهد از این قضیه نه به خاطر خدا، به خاطر خودش می‌خواهد سوءاستفاده بكند. بلند می‌شود می‌رود پیش ابوبكر و می‌گوید: این آمده، كشتن او را حالا كاری نداریم، این زنایی كه كرده زنای محصَنه است، زنای محصِن نه، محصَن، محصَنه به زنایی گفته می‌شود كه با زن شوهردار باشد و شرایط خاص خودش را دارد هم نسبت به مرد و هم نسبت به زن، این زنا زنای محصَن باشد. اگر مرد عیال داشته باشد و در اختیار او باشد، با زن غیرشوهردار زنا كند، این زنا، زنای محصَن است. نسبت به آن زن زنای محصَن نیست. او را باید حد بزنند. رجم نباید بكنند، سنگسار نباید بكنند، مرد را باید سنگسار كنند. چون زنای محصَن كرده.