تقنین احكام در ادیان الهى بر اساس توحید
23شده باید جبران بشود، باید ترمیم بشود. فقط كه شكم نیست! فقط كه مسأله، مسأله شكم نیست.
یك نفر از خانواده نیامد و میگفتند: نه! آنها دارند میرسند و نیازی به ما نیست. به این مسائل ما نیازی نداریم.
لذا مثلًا در آنجا ما میبینیم فرض كنید همینجاهایی كه تعبیه میكنند برای سالمندان و غیرذلك، در آنجا خیلی بیشتر از اینجاست. در ممالكی كه جنبه عطوفت و عاطفه، در ممالك شرقی حالا اسلام هم نباشد، در ممالك شرقی این خانه سالمندان بسیار كمتر است از آنجایی كه در آنجا یك همچنین مطالبی وجود ندارد. روابط بر اساس روابط مادی است و روابط عاطفی نیست. روابط روابط مادی است. میگفت: ما در این مدت هر دو یا سه روز یكبار به این فرد سر میزدیم، یك ساعت میگفتیم میخندیدیم و شوخی میكردیم و حال و هوای این را عوض میكردیم. خیلی این از این مسأله از یك طرف متأثر كه نگاه كن ببین این پدری كه من در این مدت برای آنها زحمت كشیدم، جان كندم، جان خودم را گذاشتم تا اینها را به اینجا رساندم، اینها این موقع با من چه كردند؟! و این فردی كه ارتباطی با ما ندارد، یك مبلغ روحانی است كه ما را از یك دین به دین برگردانده، دو روز یكبار به ما سر میزند و میخندد و شوخی میكند و خلاصه حال و احوال میكند. خیلی برای او این قضیه بیشتر موجب تثبیت افكار جدید و فرهنگ جدیدی بود تا این عمل ما و رفتار ما.
تا اینكه این به رحمت خدا میرود و ما او را در هامبورك و در قبرستانی كه مربوط به مسلمانها است دفن میكنیم. فردایش در خانه ما را در زدند. آمدیم دیدیم یك هیئت عزادار بر سر و سینهزنان وارد خانه ما شدند: آی آقا شما چه كردید! شما به ما ظلم كردید! شما به ما خیانت كردید! عبارت آنها این بود كه: شما با این عمل خودتان به ما خیانت كردید و حق ما را تضییع كردید و بر ما ظلم كردید! گفتم: چكار كردم؟ ماشاءاللَه كه شما خیلی عالی و سنگتمام این مدت، این دو یا سه هفته دیگر آنقدر سر زدید كه بندهخدا شرمنده شما شد. گفت كه: شما بدون اجازه ما برداشتید این را دفن كردید و رفتید در آنجا، در حالی كه ما میتوانستیم این جنازه پدرمان را ببریم به مراكز همین دانشگاهیها و پزشكی قانونی، و به فلان مارك، و فلان مبلغ مارك ما بفروشیم و شما از این منفعت ما را محروم كردید! حالا با این طرز تفكر آدم چكار میكند؟! یعنی از هزارتا فحش، از هزارتا فحش كه بیایند به آدم بدهندبدتر است، آن سه هفتهای كه اصلًا یك مرتبه در بیمارستان نرفته و سر نزدند به یك طرف، از آن طرف بلند شوند و بگویند كه این

