اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تقنین احكام در ادیان الهى بر اساس توحید

14703
عنوان بصری
ریاضت نفس
نسخه عربی

تقنین احكام در ادیان الهى بر اساس توحید

13
  •  و اما در سایر موارد غیر از این فرض بكنید شخصی است این راه را انتخاب می‌كند و می‌رود، جامعه باید تمام امنیت را برای این فرد فراهم كند، خودش به میزان فهم خودش، نمی‌خواهد برود، نرود. آنجا نمی‌خواهد برود، اینجا می‌خواهد برود، مگر زور است! مگر فشار است! مگر چه حسابی است كه حتماً باید یك عده فرض بكنید برای همه افراد تصمیم‌گیرنده باشند و همه افراد فقط باید از یك جریان تبعیت كنند! اینكه نشد، اینكه معنا ندارد،

  •  حق انتخاب و اختیار باید برای همه آزاد باشد. الآن یكی از خصوصیاتی كه مجامع علمی ما و حوزه‌های علمی ما دارند، یكی از نقاط خصوصیت بارز اینها این است كه هر شخصی در انتخاب استاد آزاد است. فرض كنید ده‌تا جلسه است، یكی نمی‌پسندد می‌رود آنجا، نمی‌پسندد می‌رود یك جای دیگر.

  •  مرحوم پدر ما می‌فرمودند: وقتی من می‌خواستم مكاسب بخوانم، ما رفتیم پیش یكی از آقایان كه طبعاً دیگر فوت كرده‌اند، یكی از افرادی كه فوت كردند و به رحمت خدا رفتند، البته مرد ملایی بود ایشان، این شخصی كه ایشان می‌گفتند مرد ملایی بود و مرد وارسته‌ای بود. علی‌كل‌حال رفتیم پیش آنها و درس مكاسب را شروع كردیم. و روز اول هنوز درس را شروع نكرده، ایشان شروع كرد به اشكالاتی كه بر این درس وارد است. گفت: اول درس را بخوانید، بعد اشكال وارد كنید! اشكال را نقد بكنید! نه اینكه هنوز درس را نخوانده داری اشكال را مطرح می‌كنی! و همینطور از كیفیت بیان، خلاصه ما نپسندیدیم و درس را نرفتیم! فردا شد، حجره‌شان در مدرسه حجتیه بود. من از این بالای اتاق، نگاه كردم دیدم این بنده‌خدا با آن عده از شاگردان در مدرسه دارند راه می‌روند و دنبال ما می‌گردند كه ما كجاییم، و ما دیگر نرفتیم.

  •  و ایشان هم می‌گفت: ما همیشه شرمنده بودیم كه چرا قبل از اینكه برویم و خلاصه بحثشان را ببینیم، خودمان یك همچنین تقاضایی كردیم و بعد هم در آن ماندیم. حالا مكاسب هم كه دیگر رفقا می‌دانند یك صفحه و دو صفحه نیست، دو یا سه سال طول می‌كشید. ایشان می‌گفتند: خلاصه برای اینكه یك درس مكاسب برویم، هفده استاد ما عوض كردیم. این را نمی‌پسندد انسان، آنجا می‌رود؛ نمی‌پسندد، جای دیگر می‌رود تا اینكه بالاخره یك‌جا مورد قبولش باشد.