تقنین احكام در ادیان الهى بر اساس توحید
37دادید؟! متابعت از علی را گوش دادید؟! پیروی از امیرالمؤمنیناش را گوش دادید؟! نصب خلافت در روز غدیرش را گوش دادید؟! اینهارا گوش دادید؟! پس كو اشتراك؟
بله، پیغمبری بوده، خودمان! هم به آن پیغمبر منتسب میكنیم، خب بكنیم، خیلیها میآیند، یهودی هم خودش را منتسب به پیغمبر كند، این آدم خیلی خوبی است، تمام شد! قبلهمان مشترك است همین، تمام شد! همین كه بایستیم به این قبله تمام شد؟! نماز تراویحی كه مستحب است واجب است به فرادی بخوانند، به همین قبله جماعت میخوانند. حالا قبلهمان مشترك شد؟! چون به طرف قبله نماز میخوانیم پس یكی است؟! یا اینكه نه، اگر عمل كردیم به آن دستور، در آن دستور مشتركیم. عمل نكردیم نه.
آن شخصی كه رو به قبله نماز میخواند و صلاة تراویحی را كه رسول خدا از ناحیه پروردگار واجب كرده است بصورت فرادی، او همین نماز را به جماعت میخواند، به خود كعبه هم میخواند، مگر این پشت به كعبه نماز میخواند؟ نه، رو به كعبه نمازی میخواند كه ملائكه او را لعنت میكنند. برای چه ایستادی داری رو به كعبه نماز میخوانی؟! این نماز كه حرام است! اینكه حرام است!
وقتی كه من با آنها راجع به این قضیه صحبت كردم، یكیش راجع به صلاة تراویح بود. گفتم: بلند شویم برویم در كتابتان ببینید. گفتند كه در زمان رسول خدا به فرادا خوانده میشده عمر آمده این نماز را به جماعت كرده؛ رسول خدا هم گفتهاند: اتبعّوا سنتّی و سنة خلفائی1، به دروغ از سنت من و از سنت خلفای من پیروی كنید. اتبعوا سنتی و سنة خلفائی، توی كتبشان است. گفتم: این را قبول دارید؟ برنمیگردید؟ حرفتان را قبول دارید كه اتبعوا سنتی و سنة خلفائی درست است؟! پس سنت من و سنت خلفای من را پیروی كنید قبول دارید؟ نمیزنید زیرش؟! گفتند: نه، گفتم، علی جزو خلفا بود یا نبود؟ گفتند: بود. گفتم: وقتی كه برگشت به سنت پیغمبر، نماز فرادی، چرا به جماعت میخوانید؟ همینطور ماندند. گفتم: یا بگویید علی جزء خلفا نیست؛ فقط آن دوتا یا سه تا هستند. از علی اسمی نمیآوریم. یا بگویید: جزء خلفا نیست، آن موقع حسابتان جور دیگری خواهد شد. یا اگر خلفا است، بسیار خوب. عمر آمد طبق سلیقه خودش این را به جماعت كرد و امیرالمؤمنین این را آمد برگرداند. پس حالا شما باید
- فرمود: عليكم بسنتى و سنة الخلفاء الراشدين الهادين من بعدى: شما را سفارش مىكنم به سنت خود و نيز سنت خلفاى بعد از من. (امام احمد بن حنبل شيبانى اين حديث را در مسند خود ج ٤، ص ١٢٦ نقل كرده است).

