تقنین احكام در ادیان الهى بر اساس توحید
3در روابط بین ملل، در حقوق ملل، در حقوق بشر، همینطور این مطلب مورد توجه است كه هر شخصی كه به دنیا میآید و قدم در این دنیای ما میگذارد، باید از حق رشد و نمو و رسیدن به آن نقاط فعلیت و مدارج كمالی خودش بهرهمند باشد و كسی نمیتواند او را از رسیدن به این نقطه منع كند، این قانون برای همه است. حتی كمونیستها هم یك همچنین قانونی را دارند و از این نظر فرق نمیكند، اما در كیفیت اجرا و كیفیت فهم مساله در آنجا سوال میشود كه آیا این قانون به رشد این فرد كمك میكند یا به انحطاط او میانجامد؟ آن یك مطلب دیگری است. ولی اصل و اساس و بنای در قوانین مدوّنه بینالملل و حقوقبشر بر این اساس بر دو ركن كه ركن اول حق اولیه و ابتدائیه و ضروریه هر شخص در این دنیا برای ادامه حیات و برای رسیدن به توقعات، البته توقعات به حق و توقعاتی كه مقتضای بودن در این دنیا، تحقق و ایجاد آن توقعات در عالم خارج است.
مطلب دومی كه قوانین بر این اساس پیریزی میشوند قانونی است كه برای رسیدن به حق ابتدائی و ضروری نباید به حقوق دیگران تعدّی و تجاوز كرد، یعنی انسان برای رسیدن به حقی حق دیگری را سلب كند، و اینجاست كه این مسأله مهم و حیاتی تدوین قانون بر اساس آن مقاصد و غایات و اهداف عالیه شكل میگیرد.
البته تصور ما از تعدی به حق دیگران چیست؟ آیا فقط سیلی زدن به گوش دیگری است؟ آیا فقط سقف را بر سر كسی خراب كردن است؟ آیا فقط فرض بكنید دیواری را كه میخواهند بردارند بدون ملاحظه جهات ایمنی همینطور تراكتور و از این دستگاههای مخرب مثل بولدوزر بیاورند و تخریب كننداست؟ الآن این ساختمان ممكن است خراب بشود، این مسأله برای اهالی خانه خیلی اتفاق افتاده كه بدون توجه به مسائل ایمنی، یك مرتبه سقف خانه ریخته و یك عده را هلاك كرده و از بین برده، آیا فقط به همین تعدی گفته میشود؟ آیا برای رسیدن به حق، دیگران را از پرداختن به این امكانات محروم كردن است؟ آیا برای رسیدن به یك حق آن استعدادات و امكانات ملی را در اختیار چندنفر به خصوص قرار دادن است؟ در قوانین بینالملل و در حقوق بشر این را تعدّی میگویند؟ یا اینكه مسأله از این بالاتر است؟ یعنی تعدی به حقِ تكامل معنوی در یك جامعه نیز تعدی به حقوق دیگران تلقی میشود؟ اینجاست كه حقوق بشر و قوانین مادی امروز ممكن است از درك و از فهم این مسأله ناتوان باشند و نتوانند آن قانون مطابق با این دو ركن را به جامعه عرضه كنند.

