تقنین احكام در ادیان الهى بر اساس توحید
27در قوانین آن اصل اولی برای حفظ و بقای اجتماع رعایت قوانین است و باید هم همینطور باشد. چون همانطوری كه خدمت رفقا عرض شد، همه افراد در یك سطح نیستند. همه افراد در یك میزان از تعالی فرهنگی قرار ندارند. بالاخره افرادی هم در میان اجتماع پیدا میشوند و كم هم نیستند، كه اینها میخواهند به حقوق دیگران تجاوز كنند و تعدی كنند. و در همه موارد و در همه اصناف هم این قضیه بلااستثناء وجود دارد، هیچ استثنائی هم در اینجا وجود ندارد. در كاسبش همینطور است، در پزشك همینطور است، در روحانیاش همینطور است، در همه اصناف افرادی هستند كه اینها خارج از حدود انسانی میخواهند قدم بردارند، و خارج از آن اصول انسانی میخواهند حركت بكنند. تفاوتی هم ندارد چون تمام اینها بر اساس مسائل نفسانی است و نفس هم در همه است، نفسی كه الآن دارد با شما صحبت میكند، این نفس هیچگاه از بین نمیرود. ظهور و بروزش تفاوت میكند. یك وقتی من فرض كنید با این لباس در میان شما ظاهر میشوم، یك موقعی لباسم را درمیآورم و با لباسی كه متعارف شما است و پوشیدید، درمیآیم. نفس من در اینجا با تغییر لباس عوض نشده كه حالا نسبت به این خصوص و نسبت به این سنخ دیگر این مسأله منتفی باشد. نفس وجود دارد، آن بروز و ظهور اجتماعی او و خصوصیاتی كه به خود گرفته است، آن خصوصیات متفاوت است، گاهی به این شكل و گاهی به آن شكل، هر لحظه به شكلی بت عیار برآمد. حالا این قضیه تفاوت میكند.
روی همین جهت چارهای نیست بر اینكه حكم اولی بطی و ضروری و قطعی در اجتماع، چه آن اجتماع ملتزم به احكام الهی باشد، یا آن اجتماع ملتزم به احكام الهی نباشد، آن حكم اولی و قانون اولی عبارت است از همین قوانین عادی و این قانون است كه جلوی تعدی ظالم رامیگیرد.

