تقنین احكام در ادیان الهى بر اساس توحید
25طور! یعنی واقعاً آدم به اینجا میرسد؟! یعنی واقعاً بشر به اینجا میرسد كه با جنازه پدرش، حكم مجسمه و چوب و گوشت قصابی نگاه میكند؟ دیدید در قصابی آویزان میكنند فرض كنید یك كیلو دو كیلو، یعنی اینطوری اجازه میدهد با این پدر رفتار شود، این دیگر چه در دل او وجود دارد؟! چه احساسی وجود دارد؟! چه رحمی در این دل وجود دارد؟! چه عاطفهای دیگر وجود دارد؟! چه انسانیتی دیگر در این وجود دارد؟! حالا البته ما نمیگوییم این دیگر بطور كلی باز بیایید و تحت تأثیر و تربیت عوض بشود ولی الآن كه هست، این كه الآن هست، اینجاست كه انسان باید قدر و ارزش قوانین الهی كه بر اساس معنویت پیریزی شده است، نه بر اساس ماده، نه بر اساس همانطوری كه در جلسات قبل گفتیم ماتریالیستی قوانین وضع شده، باید قدر اینها را انسان بداند.
بنابراین همانطوری كه در جلسه قبل خدمت رفقا عرض شد، بهطور كلی چه در ادیان الهی و چه در قوانین حقوقبشر و همینطور در سایر قوانین ملل، مسأله اولی كه وجود دارد مسأله ملاحظه قوانین ضروری برای بقاء اجتماع است. قانونی كه آن قانون رعایتش برای حفظ حیات اجتماعی و حفظ بقاء اجتماعی رعایت آن قانون لازم است. شخص بتواند به حقوق اولیه خودش دسترسی پیدا بكند. دوم از تعدی و تجاوز به حقوق دیگران مانع باشد و رادعی وجود داشته باشد. این دو اصل در قانون وجود دارد.
فرض بكنید در مورد قصاص عرض شد: یا ایهاالذین آمنوا در موارد مربوط به قصاص وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْبابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ البقرة، ١٧٩ یا اینكه در آن آیه دیگری دارد كه يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصاصُ فِي الْقَتْلى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنْثى بِالْأُنْثى فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّباعٌ بِالْمَعْرُوفِ ... البقرة، ١٧٨ كه این آیه مربوط به آیه قصاص حر به حر، عبد به عبد، انثی به انثی و همینطور چشم و در مقابل چشم و این چیزها است.

