اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تقنین احكام در ادیان الهى بر اساس توحید

14703
عنوان بصری
ریاضت نفس

تقنین احكام در ادیان الهى بر اساس توحید

19
  •  یادم آمد. شك كردم گفتم یا نه علی‌كل‌حال برای این بحث ما چیز بدی نیست.

  •  مرحوم آقای بروجردی بسیار مرد بزرگی بود از آن افرادی بود كه از نظر علمی برهمه تفوق داشت و واقعاً فردی بود كه می‌شد گفت: فرد مرجعی است و به درد مرجعیت می‌خورد. مرحوم آقای بروجردی به درد مرجعیت می‌خورد. و از نقطه‌نظر صفای باطن و صفای روحی بنده از مرحوم آقای بروجردی حكایاتی دارم كه خیلی‌هایش را هم نگفتم.

  •  البته آن مسائل عرفان و مطالب معنوی و آن مراتب عالی عرفانی را، آن را خدا بهتر می‌داند ما اطلاعی از آنها نداریم. علی‌كل‌حال ایشان مرد بااخلاصی بود و اهل صدق بود، خدا رحمت كند ایشان را.

  •  مرحوم شیخ مهدی محققی یا محقق كه ایشان قبلًا از طرف مرحوم آقای بروجردی رفته بودند در شهر هامبورگ آلمان و آنجا مدتی متصدی موسسه و مسجدی بودند و كارهایی در آنجا انجام می‌دادند و ایشان مرد موفقی هم بودند، مرحوم والد ما در یكی از سفرهایی كه آمده بودند نقل می‌كردند وقتی ایشان آمدند در ایران، رفته بودند برای دیدنشان در آن زمان منزلشان خیابان پیروزی بود، اینطوری كه در نظرم هست از جمله مطالبی را كه ایشان نقل می‌كردند یكی این بود كه به طور كلی روابط در غرب بر اساس روابط مادی است. روح و معنویت در آن روابط معنا ندارد، قانون می‌آید و تكلیف را تعیین می‌كند برای این و برای آن. البته ما به این مسأله می‌رسیم و به این نكته ما در صحبت‌ها می‌رسیم. 

  •  این كار را نكن! اگر كردی من این كار را می‌كنم، اگر این كار را كردی من هم در قبالش این كار را می‌كنم! هردو از نقطه‌نظر برخورد قانونی در قبال همدیگر قرار دارند. و زندگی به یك همچنین نحوه‌ای است و بی‌خود هم نمی‌گویند. مطلب همینطور است.

  •  ایشان می‌گفتند: یكی از این افرادی كه با صحبت‌های ما مسلمان شده بود و از مسیحیت دست برداشته بود و مسلمان و شیعه شده بود، ولی خانواده‌اش مسلمان نبودند. و این هم در منزل از ترس آن كه خانواده او را مورد صدمه قرار ندهند، اعتقاداتش را كتمان می‌كرد، نمازش را كتمان می‌كرد مثلًا گاهی اوقات مسجد، ارتباطش از نظر مسائل دینی و اسلامی، فقط در ارتباط با مسجد بود؛ ولی در منزل دیگر این كارها را نمی‌كرد. ولی در اواخر عمر كه دیگر مریض شده بود و دیگر احساس كرد كه شاید از این مرض نتواند رهایی پیدا بكند، دیگر آنجا علناً نماز هم می‌خواند. و حتی خانواده‌اش آمدند پیش ما و اظهار ناراحتی كردند، و من‌