تقنین احكام در ادیان الهى بر اساس توحید
17مسأله را احساس میكند.
وقتی انسان رفتار اولیاء خدا، رفتار انبیاءالهی، رفتار معصومین را با افراد غیرمتدین ملاحظه میكند، همان احساسی برای او پیدا میشود كه آنها با یك فرد متدین دارند انجام میدهند. چرا ما آمدیم از غافله عقب ماندیم؟! چرا ما باید به راه دیگر برویم؟! وقتی كه اساس ارتباط در ادیان الهی و در فطرت آدمی بر اساس انسانیت است، بر اساس صدق و خلوص است، آن كسی كه عناد دارد و غرض دارد و مرض دارد، از این قافله بركنار است؛ وقتی بر این اساس است، دیگر فرق بین شیعه و سنی و مسیحی و یهودی و سایر افراد در چیست؟ همه اینها در یك سطح قرار دارند چون میزان خلوص است و صدق است و میزان همان كیفیتی است و همان برداشتی است كه فرد در یك جریان و در این وضعیت قرار گرفته است. و بواسطه آن مسائلی كه در دور او قرار گرفته در یك همچنین وضعی قرار گرفته، خب این شخص كه تقصیر ندارد.
انشاءاللَه اگر خداوند توفیق بدهد بنده در نظر داشتم، در آن كتابی كه و به رفقا شش هفت سال پیش قولش را داده بودیم و مشغولش هستم ولی هنوز هفتاد صفحه بیشترش را ننوشتیم، در آن كتاب ارتداد در اسلام، در آنجا این مسائل مطرح خواهد شد و روشن خواهد شد كه به طور كلی دیدگاه اهل معرفت نسبت به انسان بما هو انسان اصلًا صدوهشتاد درجه با آن كه تا به حال ما میشنیدیم و در میان خیلی از محافل جا افتاده، تفاوت دارد.
اهل معرفت دیدگاهشان نسبت به انسان و به موجودی كه خداوند او را شایسته بروز و ظهور اسماء خودش قرار داده، و به صرف پرداختن به رفتار و كردار ظاهری نیست. به صرف بعضی از امور عادی كه انسان مشاهده میكند و هزار قصد و غرض در پشت این رفتار نهفته است نیست. به صرف ظاهر آراسته نیست.

