تقنین احكام در ادیان الهى بر اساس توحید
11حقوق اولیه و حقوق ضروریه و حقوق بدیهیه افراد برای رسیدن به مراتب تعالی و تكامل او سرچشمه میگیرد.
البته مكاتبی كه در جامعه از نقطهنظر فساد فرهنگی و فساد اخلاقی به نحوی است كه مورد اتفاق همه افراد است، یعنی همه میگویند این مكتب اصلًا مكتب خلاف است، این مكتب مكتب انحراف است، در این مكتب فلان مسائل مطرح است، هستند و خیلیها بودند كه با سوءاستفادههایی كه میشد از عنوان ارتقاء روحی و مسائل سلوكی و امثال ذلك به كارهایی خلاف شرع و حرام و مسائل بسیار قبیح و وقیح میپرداختند مشخص است باید جلوی این حرفها گرفته بشود.
اما به صرف عدم موافقت با فكر و عدم موافقت با سلیقه گروهی، انسان بخواهد جلوی یك جریان را بگیرد، این عمل خلاف شرع و حرام است.
در جامعه برای همه افراد باید راه حركت معنوی و سیر معنوی و سیر روحی به موازات حركت مادی و جریانات مادی و جریانات اقتصادی و بهداشتی و روند عمومی و عادی جامعه برای همه افراد فراهم بشود. اختیار با خود فرد است. همانطوری كه كسی نمیتواند از شركت یك فرد در یك مجلس جلوگیری كند، فرض كنید الآن در این خیابان سه تا مجلس است، مجلس فرض بكنید عزاداری است ایام فاطمیه هر كسی دلش میخواهد ...، در این مجلس از این ساعت تا آن ساعت است، ذاكر در این مجلس این است، منبری در این مجلس فرض كنید فلان شخص است، در فلان مجلس كس دیگری است، و در فلان مجلس شخص ثالث دیگری است. هر كسی اختیار میكند. یكی میگوید: من اینجا بیشتر خوشم میآید، دیگری میگوید: آنجا، تفاوتی نمیكند. از این نقطهنظر نسبت به جریانهایی كه آن جریانات را افراد با اختیار خودشان به عنوان حركت معنوی خودشان انتخاب كردند، انسان نمیتواند جلوگیری كند؛ و اگر ممانعت كند عمل حرام و خلاف شرع انجام داده. مگر اینكه همانطوری كه عرض كردم یك جریانی باشد كه از نقطه نظر اخلاق، از نقطه نظر رفتار و از نقطه نظر كردار یك جریان فاسد العقیده منحرف خلاف شرع بین كه اهل ادراك و استنباط، نه یك گروه خاص، نه یك سلیقه خاص، نه اینكه یك عده بیایند و برای بقیه تكلیف تعیین كنند، نه، به طور عموم به هر فرد متدینی كه گفته بشود، بگویند: آقا اینها معلوم نیست چكار میكنند، خیلیها بودند و الآن هم در خارج هستند، افرادی هستند به عنوان گروههای فرض كنید عرفان در خارج شنیعترین كارهایی كه هست اینها انجام میدهند، وقیحترین كارهایی را كه ممكن است انسان تصور كند از این افراد سر میزند. خب اینها تكلیفشان معلوم است، اینها وضعیتشان مشخص است.

