مبناى تشریع ادیان الهى بر اساس مسئله تعاضد بقاء نه تنازع در بقاء
36انوار ملكوتشان ذكر كردند، اینطور كه به نظرم میرسد، ایشان فرمودند من تفأل به قرآن زدم همین آیه ظاهرا آمده بود حسنه با سیئه هیچ وقت برابری نمیكند، كار بد را با خوبی پاداش بدهید، ناسزا را با ناسزا پاداش نده، ناسزا را با كرامت پاداش بده، با غمزه و حلم پاداش بده، حالا یك شخصی یك حرفی را یك جا بر علیه تو گفته، خب شما برو در نظر نگیر اشتباه كرده، حالش خوب نبوده، عصبانی بوده، شما كه عصبانی نیستی شما كه الان حالت خوب است، شما كه الان آرامی و آرامش داری، چرا مثل آن پاداش بدهی كه بعد او هم در مقابله و خلاصه یك سیكل معیوبی به وجود بیایدادفع بالتی هی احسن آنطوری كه احسن است انجام بده نه مساوی، به طور مساوی انجام نده، اگر به طور مساوی انجام بدهی تو هم مثل او شدی، نتیجهاش چی است؟ فاذا الذی بینك و بینه عداوة كانه ولی حمیم نتیجهاش این میشود آنكه كه بین تو و بین او دشمنی است او تبدیل به دوست و رفیق شفیق برای تو خواهد شد، حمیم یعنی شفیق، بسیار دارای محبت، گیرا و خیلی صمیمی، حمیم به عنوان صمیمی، تبدیل به او خواهد شد.
بعد میفرماید كه این مساله را افرادی كه دارای حظ عظیم هستند میتوانند درك كنند و ما یلقاها الا الذین صبروا و ما یلقاها الا ذو حظ عظیم1 كسی كه دارای حظ بزرگ و نصیب بزرگی است، دارای نصیب بزرگی است از ایمان و از ارتباط با غیر، از دیدگاه ماوراء مادهگرایی، آن نگاه میكند كه این پاداشی كه من الان به این نحو میدهم به من برمیگردد، من عبور میكنم، من به یك نتایجی میرسم، چرتكه من این را میاندازد، ماشینحساب من این را الان میاندازد كه باید من بگذرم و عبور كنم آن هم پیشش احساس خجالت میكند، ببین نگاه كن من این حرف را پشت سرش زدم، این كار را كردم، این چه حرف برای من زده من آن كار را كردم، او اینطور جواب داده، هر وقت میبیند احساس خجالت و احساس شرمندگی میكند.
- سوره فصلت (٤١) آيه ٣٥

