مبناى تشریع ادیان الهى بر اساس مسئله تعاضد بقاء نه تنازع در بقاء
7قرار بدهیم تا بتوانیم به نتیجه برسیم.
این دیدگاه اهل عرفان و اهل توحید است نسبت به این مساله، انسانی كه دیدگاهش بر اساس ماده نیست، بر اساس این چند روز گذشتن دنیا نیست، بر اساس چهارسال حكومت كردن نیست، بر اساس دو روز رفتن و پشت یك میز نشستن نیست، بابا این میز را دو روز دیگر از تو میگیرند، بر این اساس باید باشی كه این عملی را كه الان انجام میدهی، این كاری كه داری میكنی، این خلاف شرعی كه الان داری انجام میدهی، این مطلبی را كه الان میگویی، این افشاء سرّی كه الان داری میكنی، این آبرویی كه الان داری میبری، حالا صرفنظر از این كه، بله، برای دیگران چه هدیهها و تحفههایی هست و میگویند بفرمائید ... از آنها گذشته این قضیه در پرونده شما ثبت خواهد شد حالا چه اینكه افراد دیگر مثل مغرضین و آنهایی كه دنبال بهانه و این چیزها هستند مطلع بشوند یا مطلع نشوند، اصلا گیرم بر اینكه این قضیه را هیچ كسی مطلع نشود این عملی را كه خود شما انجام میدهید این عمل در نفس شما به عنوان یك عمل متریالیستی و مادهگرایی ثبت خواهد شد برای آن چه فكری كردهاید؟ یا نه بگویید اینها همهاش حرف است و ما هم به اینها كاری نداریم و باید بر خر مراد سوار بشویم!، خب آن یك مطلب دیگری است كه در آن صورت انسان میفهمد تكلیفش چیست، این است قضیه خلاصه خودمان را نمیتوانیم گول بزنیم خداوند راه را نشان داده، چاه را نشان داده، بیراهه را نشان داده، سرمان را در گونی بكنیم و چشممان را ببندیم، وقتی دیگران ما را میبینند، دیگران كه همه سرشان را در گونی نكردهاند، دیگران كه همه سرشان را مثل كبك در برف نكردهاند، دیگران هم عقل دارند، یونجه نخوردهاند و میدانند و در محاسبه در میآورند بر اساس آن محاسبه با ما رفتار میكنند، حالا هی ما برویم بالا، هی بیاییم پایین، هی بگوییم ما این هستیم و بگوییم آن هستیم، خیلی خب این اینیم و آنیم مال ما، دیگران نسبت به ما چه قضاوتی میكنند؟ دیگران كه این رفتار ما را میبینند و هر روز برای هم نقل میكنند و نُقل مجالسشان هست آنها چه تفكری دارند؟ به آن مساله بپردازیم، درست، این مطلب مطلبی است كه باید برای اهل معرفت و اهل توحید و اهل سیر مورد توجه قرار بگیرد، كه مبنای اسلام و همه ادیان الهی بر اساس اصالت به باطن و اصالت به معنا و اصالت به غیب است نه بر اساس اصالت ماده و نه بر اساس وعدههای دروغ و نه بر اساس گولزدنها و فریبدادنها و به دو روز دنیا نگاه كردنها، بلكه بر اساس آن جنبه معنا و آن جنبه الهی قضیه است، روی آن اساس حضرت موسی نازل شده است، روی آن اساس حضرت عیسی نازل شده لتخرج الناس من الظلمات الی النور1 درسوره ابراهیم راجع به حضرت موسی خداوند میفرماید كه ما موسی را فرستادیم تا اینكه اینها را از ظلمت به نور خارج كند كدام نور؟ نور مگر با دروغ میسازد؟ مگر نور با تهمت میسازد؟ مگر نور با افشاء سرّ مردم میسازد؟ مگر نور با از سرّ مردم سَردرآوردن به انواع و وسایل میسازد؟ كدام نور؟ كدام ظلمت؟ از چه ظلمتی درآمدیم؟ آیا ظلمت فقط همین بت را پرستیدن است؟ اینكه ظلمت نیست، این را با یك تیشه در سرش بزنی خُرد میشود میافتد زمین، آن
- سوره ابراهيم (١٤) قسمتى از آيه ١

